امیرالمؤمنین علیه السّلام :        فزت و رب الکعبه.    به خدای کعبه رستگار شدم.

دوشنبه ۱۵-۰۶-۸۹
اویس قرنی PDF پرینت ایمیل
نوشته شده توسط گروه اصحاب و یاران   

 

اُوَيس بن عامر بن جَزْء مُرادي قَرَني، پاکْ نهادي نيک انديش و از چهره‏هاي پرفروغ تاريخ اسلام است. او به روزگار پيامبر صلي الله عليه وآله اسلام آورد ؛ امّا ايشان را نديد.[1]  از اين رو، او را در شمار تابعيانْ ياد کرده‏اند.

 پيامبر صلي الله عليه وآله او را بهترين و برترينِ تابعيان شمرده است [2]  و بر شفيع بودن او در قيامت - که کسان بسياري را شفاعت خواهد کرد - تصريح کرده است.[3]  او را يکي از زهّاد مشهور[4]  و از هشت زاهد معروف [ صدر اسلام] برشمرده‏اند.[5]

اويس در جريان‏هاي اجتماعي حضور آشکاري نداشته ؛ ولي در عبادت، بسي سختکوش بوده است. آورده‏اند که او گاهي شب را يکسر در سجود به سر مي‏برد.

 اويس در جنگ‏هاي جمل و صِفّين،[6]  شرکت کرد و در صفّين تا مرز شهادت با مولا عليه السلام پيمان بست و در همان نبرد، خونين چهره، شهد شهادت نوشيد[7]  و در همان مکان به خاک سپرده شد.[8]

 توصيف امام موسي بن جعفر عليهما السلام از اويس، ياد کردني است که فرمود:«چون قيامت برپا گردد و ندا دهنده‏اي ندا در دهد:"حواريان علي کجايند ؟"، عمرو بن حَمِق و. .. و اويس به پا خواهند خاست».[9]

 

روایات و حکایاتی در مورد جناب اویس:

 1- رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمودند: دوست من از ميان اين امّت، اُوَيس قَرَني است.[10]

2- در المستدرک علي الصحيحين - به نقل از عبد الرحمان بن ابي ليلي – آمده است: در جنگ صِفّين، کسي از ميان ياران معاويه، خطاب به ياران علي عليه السلام ندا درداد:آيا اُوَيس قَرَني در ميان شماست؟ گفتند:آري. پس مَرکبش را راند تا داخل آنان شد. سپس گفت:شنيدم که پيامبر خدا مي‏فرمود:«بهترينِ تابعيان، اويس قرني است».[11]

 3- در حلية الأولياء - به نقل از اصبغ بن زيد – نقل شده که: تنها مانع اويس از آمدن به نزد پيامبر خدا، نيکيِ او به مادرش بود.[12]

 4- در خصائص الأئمّة - به نقل از اصبغ بن نُباته – آمده است: با امير مؤمنان در صِفّين بودم. 99 نفر با او پيمان بستند. فرمود:«پس صدمين نفر کجاست؟». پيامبر خدا به من فرموده است که امروز، صد نفر با من بيعت مي‏کنند».

 مردي پشمينه پوش که دو شمشيرْ حمايل کرده بود، درآمد و گفت:دستت را بده تا با تو بيعت کنم.

 فرمود:«بر چه بيعت مي‏کني؟». گفت:بر بذل جانم در راه تو.

 فرمود:«تو کيستي؟». گفت:اويس قرني‏ام.

 سپس بيعت کرد و هماره در پيش روي وي مي‏جنگيد تا به شهادت رسيد و او را در ميان پياده نظام لشکر، کشته يافتند.[13]

 5- امام کاظم عليه السلام فرمودند: چون روز قيامت شود، . .. ندا دهنده‏اي ندا در مي‏دهد:حواريان علي بن ابي طالب، وصيّ محمّد بن عبد اللَّه پيامبر خدا کجايند؟ پس عمرو بن حَمِق خُزاعي و محمّد بن ابي بکر و ميثم بن يحيي تمّار (هم پيمان بني اسد) و اويس قرني بر مي‏خيزند.[14]

 6- صاحب الأمالي می نویسد: به اويس بن عامر قرني گفته شد:اي ابو عامر! چگونه صبح کردي؟ گفت:چه گمان مي‏بَريد به کسي که مسافرِ راه آخرت است و هر روز، مرحله‏اي را طي مي‏کند، در حالي که نمي‏داند در پايان سفر به بهشت در مي‏آيد يا به دوزخ؟[15]

 7- در حلية الأولياء - به نقل از اصبغ بن زيد – آمده است: اويس قرني چون شب مي‏شد، [ گاه ]مي‏گفت:امشب، شب رکوع است. پس رکوع مي‏کرد تا صبح مي‏شد و گاه مي‏گفت:امشب، شبِ سجود است. و سجده مي‏کرد تا صبح مي‏شد.

 چون شب مي‏شد، هر چه خوراک و لباس اضافي در خانه داشت، صدقه مي‏داد و سپس مي‏گفت:بار خدايا! از من درباره کساني که گرسنه و برهنه مُرده‏اند، بازخواست مکن.[16]

 

 

پی نوشت ها:

[1] تاريخ دمشق:415:9، حلية الأولياء:86:2، اُسد الغابة:331:332:1.

[2] صحيح مسلم:223:1968 4، الطبقات الکبري:163:6.

[3] المستدرک علي‏الصحيحين:5721:58:3، المصّنف، ابن ابي شيبه:50:539:7.

[4] اُسد الغابة:331:332:1، تاريخ الإسلام:555:3.

[5] تهذيب الکمال:4996:219:24، تاريخ دمشق:250:50.

[6] ر. ک:ج 5، ص 170 (پيوستن نيروهاي کوفه به امام) و ص 309 (ياران برجسته امام).

[7] ر.ک:ج 6، ص 149 (شهادت اويس بن عامر قَرَني).

[8] المستدرک علي الصحيحين:455:3، اُسد الغابة:331:333:1.

[9] رجال الکشّي:20:41:1، الاختصاص:61، روضة الواعظين:309.

[10] الطبقات الکبري:163:6، تاريخ دمشق:442:9.

 [11] المستدرک علي الصحيحين:5717:455:3، الطبقات الکبري:163:6. در نقل الطبقات الکبري آمده است:«از بهترينِ تابعيان».

[12] حلية الأولياء:87:2.

[13] خصائص الأئمّةعليهم السلام:53، رجال الکشّي:156:315:1. نيز، ر. ک:الإرشاد:315:1.

[14] رجال الکشّي:20:41:1، الاختصاص:61، روضة الواعظين:309.

[15] الأمالي، طوسي:1328:641.

[16] حلية الأولياء:87:2.