پيغمبر صلي الله عليه و آله به علي عليه السلام فرمود: انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي :  تو در نزد من به منزله هاروني در نزد موسي جز اينکه پس از من پيغمبري نخواهد بود
پنجشنبه ۲۰-۱۲-۸۸
اصبغ بن نُباته PDF پرینت ایمیل
نوشته شده توسط گروه اصحاب و یاران   

 

اَصبَغ بن نُباته تميمي حَنْظلي مُجاشِعي از ياران ويژه امير مؤمنان علي عليه السلام و از چهره‏هاي برجسته ياران ايشان[1]  و از معتمدان آن حضرت است.[2]

 استوار گامي او در دوستي علي عليه السلام مشهور است. او در متون کهن تاريخي به شيعه[3]  معروف و به عشق و دوستي علي عليه السلام مشهور است. او از «شُرطة الخَميس (نيروهاي ويژه)»[4]  و از فرماندهان آنان است[5]  که تا مرز مرگ و شهادت، با مولا عليه السلام پيمان بسته بودند.[6]

 اصبغ در جنگ‏هاي جمل و صِفّين، همراه مولا عليه السلام بود[7]  و از ياران با وفاي علي عليه السلام به شمار مي‏رفت. اصبغ، عهد نامه علي عليه السلام به مالک اشتر را نقل کرده[8]  که مجموعه‏اي بزرگ و جاودان است.

 پس از ضربت خوردن علي ‏عليه السلام، وي از معدود افرادي است که اجازه حضور بر بالين ايشان را يافت.[9]

 اصبغ را از ياران امام حسن عليه السلام نيز شمرده‏اند.[10]

 

روایتی در مورد جناب اصبغ بن نباته:

در کتاب وقعة صِفّين - به نقل از عمر بن سعد اسدي، در يادکرد واقعه صِفّين – نقل شده که:

علي بن ابي طالب عليه السلام يارانش را ترغيب [به جهاد] کرد. پس اصبغ بن نباته در حضور او برخاست و گفت:اي امير مؤمنان! مرا با باقي مانده مردم، پيش فرست که امروز، پايداري و ياري‏ام را خواهي ديد. ما شاميان را تار و مار کرده‏ايم و خود، هنوز جنگجويان و دلاوراني داريم. به من اجازه ده تا به پيش بتازم.

 علي عليه السلام فرمود:«به نام و برکت خدا، به پيش بتاز».

 پس اصبغ، پرچمش را برگرفت و پيش مي‏راند و مي‏خواند :

اي اصبغ! تا به کي اميد ماندن داري؟

بي گمان، اميد با نا اميدي درهم شکسته مي‏شود.

 آيا حوادث روزگار را نمي‏بيني که چه سان در مي‏رسند؟

 پس هوا و هَوَست را چون چرم، دبّاغي کن.

 مدارا تو را بهتر به خواسته‏ات مي‏رساند

 امروز، گرفتاري‏اي هست و فردا نيز بيکار نخواهي بود.

 پس اصبغ - که پيري پارسا و پرهيزگار بود و هرگاه دو نفر را در نزاع با هم مي‏ديد، شمشيرش را غلاف مي‏کرد - در حالي بازگشت که شمشير و نيزه‏اش را [ به خون، ] رنگين کرده بود.

 او از ذخيره‏هاي علي عليه السلام به شمار مي‏رفت که تا پاي جان به ايشان پايبند بود و از شه‏سواران عراق، شمرده مي‏شد و علي عليه السلام از اعزام او به جنگ و کشتار، دريغ مي‏ورزيد.[11]

 

 

 پی نوشت ها:

[1] رجال النجاشي:4:69:1، الفهرست:119:85، وقعة صفّين:406.

[2] کشف المَحَجّة:236، وقعة صفّين:406.

[3] الطبقات الکبري:225:6.

[4] الطبقات الکبري:225:6، الاختصاص:65.

[5] وقعة صفّين:406.

[6] رجال الکشّي:165:321:1.

[7] وقعة صفّين:406.

[8] رجال النجاشي:4:70:1، الفهرست:119:85.

[9] الأمالي، طوسي:191:123.

[10] رجال الطوسي:919:93. نيز، ر. ک:تهذيب المقال:198:1-5:204.

[11] وقعة صفّين:442.