به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• السلام علی ائمة الهدی

موضوع: زیارت جامعه

کلمات کليدي: هدایت، درمان، امامت، تمیزی

سلام مطلق، ذات باری تعالی است:

«اللهم انت السلام و منک السلام و لک السلام و الیک یعود السلام»[1]

لذا برای هر کس که این تحیت را بخواهیم از خدا طلب می کنیم مانند: «سلام علی ابراهیم»[2] در حالی که هرگز گفته نمی شود: سلام علی الله.

این مطلب مخلوق بودن و محتاج فیض الهی بودن هر کسی که برایش طلب تحیت می شود را نشان می دهد؛ لذا:

شروع زیارت ائمّه علیهم السّلام با کلمه ایست که شبهه ی هرگونه غلو را درباره ی ایشان برطرف می کند، چنان که جمله ی «و رحمة الله و برکاته» که مکمل این تحیت است نیز همین مطلب را می رساند.

«ائمّه» جمع امام است که از ریشه ی «أمم» می آید. هرچه که مورد قصد و توجه باشد اُمّ نامیده می شود. لذا گفته اند: هر کس که مورد اقتدا باشد و در کارها جلو انداخته شود، امام است.

واژه ی امام اختصاص به انسان ندارد بلکه غیر انسان (مانند قرآن) نیز می تواند امام باشد. چنان که قرآن، عنوان امام را بر جاده ای که بزرگراه مواصلاتی مکه به شام بود و دو شهر قوم لوط و اصحاب الایکه در مسیر آن قرار داشتند نیز، اطلاق کرده است: «و انهما لبإمام مبین»[3]

به همین صورت استعمال امام برای رهبران ضلالت هم بکار می رود: (البته بیشترین استعمال این کلمه در قرآن مربوط به پیشوایان نور و رهبران الهی است.)

امام صادق علیه السّلام به نقل از پدرشان فرمودند:

«امام در کتاب خدا دو قسم است: امام عدل و امام ظلم. خدای تعالی می فرماید: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»[4] (از میان آنان امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کنند)، [ایشان] امر خدا و حکم او را بر امر و حکم خود مقدم می دارند. در مقابل می فرماید: «وَ جَعَلناهُم أئمّةً یَدعونَ إلی النّارِ» این ها امر و حکم خود و امر و حکم مردم را بر امر و حکم خدا مقدم می دارند و برخلاف آنچه در کتاب خدا وجود دارد، مطابق هوای نفس خودشان حکم می کنند.» [5]

در اصطلاح علم کلام، امامت معنایی خاص دارد که همان ریاست عامّه و همگانی شخصی معیّن بر امور دینی و دنیایی مردم است.

«هدی» و هدایت که در مقابل ضلال و ضلالت است، به معنای دلالت و راهنمایی کردن به چیزی می آید؛ خواه به سوی امر خیری باشد یا به سوی امری شر. [6]

هدایت اقسام گوناگون دارد:

گاه تکوینی است مانند اینکه خداوند درختان را در راه رشد و به ثمر نشستن آن ها هدایت می کند.

و گاه تشریعی است مانند اینکه پیشوایان الهی به سوی خداوند هدایت می کنند ولی افراد اختیار دارند که هدایت ایشان را بپذیرند یا نپذیرند.

امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرماید:

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طبيبى است كه براى درمان بيماران سيّار است. مرهم‏ هاى شفابخش او آماده، و ابزار داغ كردن زخم‏ها را گداخته. براى شفاى قلب‏هاى كور و گوش‏هاى ناشنوا و زبان‏هاى لال، آماده، و با داروى خود در پى يافتن بيماران فراموش شده و سرگردان است. [7]

خداوند متعال به پیامبر صلّی الله علیه و آله می فرماید: «إن علیک الّا البلاغ» [8] (وظیفه تو فقط رساندن [پیام] است) یا در مورد دیگری می فرماید: «إن أنت الا نذیر»[9] (تو فقط آگاهی دهنده هستی) یعنی نشان دادن راه گونه ای از هدایت و راهنمایی است چرا که اگر سکوت کنند و راه را نشان ندهند ناگزیر بشر متحیر و سرگردان خواهد ماند؛ امّا:

پیامبران راه را نشان می دهند ولی از آنجا به بعد دیگر نوبت ماست که باید کمر همّت ببندیم!

پیامبر مهربان ما نیز همگی‌مان را به سوی امیرالمؤمنین علیه السّلام رهنمون شده است.

در ذیل آیه 52 سوره شوری که خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله می فرماید:

این چنین بر تو روحى را به فرمان خود وحى كرديم؛ تو پيش از اين نمى‏دانستى كتاب و ايمان چيست ولى ما آن را نورى قرار داديم كه هر كس از بندگان خويش را بخواهيم، به وسیله آن هدايت مى‏كنيم و تو مسلّماً به سوى راه راست هدايت مى‏كنى.

امام باقر علیه السّلام این گونه توضیح می دهند:

آن نور علی است؛ هرکس را که خدا هدایت می کند به وسیله اوست. ای پیامبر! همانا تو به ولایت علی امر کرده و دعوت می کنی که علی همان صراط مستقیم و راه راست است.[10]

امامان ما از تمام انبیای پیشین البته به جز پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله افضل هستند.

امام صادق علیه السّلام فرمودند:

«... وقتی عبودیت، نبوت، رسالت، خلیلِ حق تعالی بودن در ابراهیم جمع شد خدای متعال به او فرمود: تو را امام برای مردم قرار دادم. چون مقام امامت در نظر ابراهیم علیه السّلام بزرگ آمد، گفت: آیا از ذریه ی من نیز کسی به این مقام می رسد؟ خدا فرمود: عهد من به ستم پیشگان نمی رسد...» [11]

وسایل هدایت و راهنمایی از طرف خداوند متعال بسیار است که ابتدای همه آن ها همان حالات و الهامات فطریِ درون هر فرد بوده  و در ثانی انبیا و پیغمبران و کتاب های آسمانی وسایل هدایت می باشند.

قرآن کریم صراحتاً می فرماید:

به درستی که این قرآن به راهی هدایت می کند که درست ترین راه است. [12]

در زمان تمام مراتب این راهنمایی ها بستگی به وجود ائمه هدی سلام الله علیهم اجمعین دارد و آنانند که از همین طرق به خواست خدای تعالی راهنمای بندگان بوده و رهبری همه جانبه خلق را به عهده دارند.

هدایت ائمه علیهم السلام همان هدایت خدا، رسول و قرآن است.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:

«در میان شما دو گوهر گرانبها به یادگار گذاشته ام کتاب خدا، که یک طرف آن به دست من و طرف دیگر آن به دست شماست و دیگری عترت من هستند؛ پس از آنان بپرسید و به سراغ غیر آن ها نروید که گمراه خواهید شد.» [13]

امام صادق علیه السلام در توضیح آیه شریفه «إهدنا الصّراط المستقیم» فرموده اند:

«صراط مستقیم راه به سوی معرفت خداست و آن دو صراط است یکی صراط در دنیا و یکی در آخرت، اما در دنیا امام واجب الإطاعة است کسی که او را بشناسد و از راهنمایی او پیروی کند در آخرت از صراطی که پلِ دوزخ است عبور خواهد کرد و کسی که او را در دنیا نشناسد در آخرت پایش لغزیده و در آتش دوزخ هلاک شود.»

احادیث بسیاری در کتب شیعه و سنی نقل شده که وقتی آیه «انما انت منذر و لکل قوم هاد» [14] نازل شد، پیامبر خدا فرمودند: من منذر و علی هادی است. ای علی ره‌یافتگان به واسطی تو هدایت گشته اند. [15]

توجّه!

ائمّه علیهم السّلام در پاره ای از روایات، به بیان ویژگی های منحصر به فرد خود پرداخته اند، از جمله امیرمؤمنان علیه السّلام می فرماید:

«قبل از آن که مرا از دست دهید، هر چه می خواهید از من بپرسید؛ زیرا من خزینه ی رسول خدا صلّی الله علیه و آله هستم. از من بپرسید که من چشم فتنه را در آوردم. از کسی بپرسید که علم بلایا، منایا، وصایا و فصل الخطاب نزد اوست. از من بپرسید که بی تردید رئیس مومنان من هستم...» [16]

این تعریف ها بخشی از هدایت مردم به صراط حق است؛ زیرا پیشوایان نور علاوه بر تبیین معارف و احکام و... باید رَهروان سبیل معرفت و واصلان کوی حقیقت را معرفی کنند تا الگوی عملی برای حقیقت طلبان باشند. لذا آشکاراست که هیچ گونه انگیزه ی خودستایی در این جملات نیست. [17]

هدف از خلقت حرکت به سوی خدا و لقا و دیدار اوست. [18] امام علیه السّلام را هم معین کرده اند تا راه رسیدن به آن مقصد اعلا را نشان دهد و ما را به آن مقصد والا، که مقام ولایت خود حضرات معصومین علیهم السلام است برساند.

لقای خدا در آخرت، با لقای رسول خدا و امامان معصوم علیهم السلام میسّر خواهد بود و شناخت و معرفت داشتن به آنان نیز شرط دیدار جمال آن انوار الهی می باشد. [19]

امام هم هادی و هم هدف است: امام ما را حرکت می دهد و به خودش می رساند که وجه الله است.

شناخت صفات خدا منوط به شناخت امامان معصوم علیهم السلام است؛ چرا که اگر پیشوایان ما از شناخت خداوند متعال مطلبی به ما نمی گفتند، چندان معرفتی بدست نمی آوردیم.

فردی بر امام رضا علیه السلام وارد شد و از اختلاف مردم در موضوع امامت سخن گفت. امام علیه السّلام به وی فرمود:

مردم جاهلند و در دين فريب خورده‏اند. خداوند پيامبرش را از دنيا نبرد مگر اينكه دينش را كامل کرد و قرآن را بر او نازل نمود كه تفصيل هر چيزى در آن هست. حلال و حرام حدود و احكام و آنچه مردم نيازمندند در قرآن كامل كرد... و در حجة الوداع كه آخر عمر پيامبر بود اين آيه را نازل كرد الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً ...

... امامت خلافت خدا و جانشينى پيامبر و مقام اميرالمؤمنين و ميراث حسن و حسين عليهما السّلام؛ امامت زمام دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزّت و شرف مؤمنين است. امامت اساس اسلام پيروز و شاخه اصلى اين دين است به وسيله امام نماز و زكات و روزه، و حج و جهاد تكميل مى‏شود و غنائم و صدقات گسترش مى‏يابد؛ حدود و احكام به وسيله او امضا و اجرا مى‏شود و مرزها توسط امام حفظ مى‏گردد.

امام حلال خدا را حلال و حرام او را حرام مي داند و اقامه حدود مي كند و دفاع از دين مى‏نمايد و مردم را براه خدا با حكمت و پند عالى و دليل كافى راهنمایى مي كند امام چون خورشيد تابان است در جهان، و او بر فراز افق قرار دارد كه دست و چشم ها از رسيدن به مقامش كوتاه است ...

... امام يگانه روزگار و شخصيت بى‏نظيرى است كه مثل و مانند ندارد؛ امتياز دارد به علم و فضل بدون آنكه از مكتب و مدرسه‏اى آموخته باشد بلكه خداوند بخشنده به او عنايت نموده چه كسى را ياراى معرفت امام است و يا امكان انتخاب او را دارد... . [20]

ستیغ معنویت، اوج عظمت و رفیع ترین مقام در فرهنگ اسلام، امامت است.

هدی به صورت مصدر آمده و نه صفت! این نکته تأکید بر آن دارد که گرچه می توان گفت این بزرگواران به سوی هدایت رهنمون هستند و لیکن بالاتر آنکه خودشان نفس هدایت اند.

روح دین، تبعیّت از امام است.

امام صادق عليه السّلام نقل كرد كه حضرت امير عليه السّلام در خطبه‏هايش بسيار مى‏فرمود:

اى مردم دين خود را محكم نگاه داريد (و سه بار اين جمله را تكرار مى‏كرد) زيرا گناهى كه در دين مرتكب شويد، از کار نیکى كه در غير دين انجام مى‏دهيد، بهتر است، زيرا گناه در دين آمرزيده مى‏شود و کار نیک در غير دين مقبول نمى‏گردد. [21]

عصیان فرد هدایت شده به مراتب بهتر از کارنیک فرد گمراه است.

پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود:

«دوستى على حسنه‏اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏رساند و دشمنى على سيئه‏اى است كه با وجود آن حسنه سودى ندارد.» [22]

به واسطه همین نور حب امیرالمؤمنین علیه السلام در محشر از محبان ایشان سیئات محو گردیده و مجرمی بین محبان آن حضرت دیده نمی شود. مجرم واقعی آن است که حب امیر در دل ندارد.

امام باقر عليه السلام فرمود: خداى تبارك و تعالى فرموده است:

هر آينه عذاب ميكنم هر رعيتى را كه در اسلام با پيروى از امام ستمگرى كه از جانب خدا نيست ديندارى كند، اگر چه آن رعيت نسبت به اعمال خود نيكوكار و پرهيزگار باشد و هر آينه در مي گذرم از هر رعيتى كه در اسلام با پيروى از امام عادل از جانب خدا ديندارى كند، اگر چه آن رعيت نسبت به خود ستمگر و بدكردار باشد. [23]

دو راه وجود دارد: یا ما خودمان با ملاک های خودمان انتخاب می کنیم یا خدا برای ما انتخاب می کند و ما نیز آن را می پذیریم. ما می توانیم عبادت درست کنیم اما می توانیم از خدا بپرسیم عبادت تو چیست؟ ما می توانیم به خودمان القاب و مقام و... بدهیم و خود را صاحب کمالات بدانیم اما جایی هم هست که خدا کسی را بالا می برد!

خیلی ها فردی را خلیفه می دانستند، فاروق می نامیدند، سیف الاسلام می خواندند و... اما خدا کس دیگری را خلیفه قرار داده و فرد دیگری را شمشیر اسلام خوانده بود.

در زمان ائمّه علیهم السّلام خیلی ها تلاش کردند با حرف و مکاتب جدید و... مردم را از امام دور کنند اما نشد.

«يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» [24]

همین که دشمنان دین با استفاده از نام امام و ویزگی های وی برای جلب مردم استفاده می کنند نشان می دهد که همان ها هم به حقانیت ایشان واقفند و حجتی علیه آن ها ندارند.

بعد از پیامبر صلّی الله علیه و آله دشمنان امامت سعی کردند ابتکار عمل را به دست بگیرند: جمع آوری قرآن را به عهده گرفتند. بعد مکتب های ساختگی و بشری را وارد فرهنگ اسلام کردند تا تعدد مباحث در توحید و معاد و... به وجود آید و بسیاری کارهای دیگر که هدف از تمام این کارها غایب کردن امام از انظار مردم بود.

لذا در هر زمان که ممکن بود پرتویی از نور امامت به مردم بتابد، دستگاه حکومت به هراس می افتاد (مانند نماز عید امام رضا علیه السّلام).

وقتی جایی میوه نخورده باشند، می توان تربچه را جای میوه جای زد. وقتی مردم زلال وحی را نچشیده باشند به دنبال بیراهه های دیگران می روند.

لذا فرموده اند:

«اگر مردم محاسن کلام ما را می دانستند قطعا از ما تبعیت می کردند...»

اما با مکتب تراشی و ظهور روشنفکر نماها و دانشمندان قلابی، اجازه ی ظهور محاسن کلام ائمّه علیهم السّلام را نمی دهیم.

سلام ما به ایشان که امامان هدایتند به این معناست که همین الان هم هدایت می کنند و ویژگی های امامان بایگانی نمی شود. امام زمان علیه السّلام همین الان هدایت می کنند و فعال هستند. البته زمان غیبت با زمان ظهور امام فرق دارد.

وقتی حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السّلام می فرماید: «پروردگارم! همانا که من شب و روز قومم را دعوت می کنم»[25] آن وقت امام زمان علیه السّلام این کار را نکنند؟

وقتی می گویند که ما را امامان هدایت بخوانید، یعنی هدایتشان تضمین شده است.

چون و چرا اگر وارد قلب شود، دل را آلوده می کند. امام در زندگیِ هر کسی راه را نشان می دهد ولی اوست که باید لجاجت نکند.

-----------------------------------------------------------------------------

[1]من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۲۱

[2]صافات، ۱۰۹

[3]حجر، ۷۹

[4]سجده، 24

[5]بحار، ج۲۴، ص۱۵۶

[6]حج، ۴

[7]نهج البلاغة، ترجمه دشتی، ص 201

[8]شوری: 48

[9]فاطر: 23

[10]در اینجا مضمون روایت آورده شده است. بحارالأنوار ج: 35 ص: 367 به نقل از تفسير قمي ج: 2 ص: 280

[11]کافی، ج1، ص175

[12]اسراء: 9

[13]بحار، ج۳۷، ص۱۶۸

[14]رعد: 7

[15]کافی، ج1، ص192

[16]بحار، ج۲۶، ص۱۵۲

[17]بحار، ج۲۶، ص۱۵۲

[18]انشقاق: 6

[19]ر.ک. به کتاب توحيد شیخ صدوق(ره)، ص: 117 ح21

[20]بحار، ج۲۵، ص۱۲۲ به نقل از ترجمه موسی خسروی

[21]كافي، ج‏2، ص: 464/ إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 183

[22]نهج الحق و كشف الصدق، ص: 259

[23]كافي، ج‏1، ص: 376

[24]صف، 8

[25]نوح، 5

 

 

نوشته شده توسط گروه زیارت جامعه در روز شنبه 1391/2/30 ساعت 17:26

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 2.6 از 10 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

اینجا زیارتگاه 124000+13 فرستاده الهی است!

به کدام سرزمین پناهنده شوم؟

نمره عقل من 20 ... هست!

اعلام التُقی

مصابیح الدجی

عترة خیرة رب العالمین و رحمةالله و برکاته

سلالةالنبیین و صفوةالمرسلین

امناءالرحمن

ابواب الیمان (2)

ابواب الایمان(1)

ارکان البلاد

ساسةالعباد

دعائم الاخیار

عناصرالابرار

اولیاء النعم

قادة الامم

اُصول الکَرَم

منتهی الحلم

خزّان العلم

معدن الرّحمه

منابع مورد استفاده‌ی ما

مهبط الوحی

مختلف الملائکه

موضع الرّسالة

اهل بیت النّبوة

السّلام علیکم

مقدّمه مهم

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

12 صفر

حکمین در صفین

صبح دوازدهم یا سیزدهم ماه صفر در سال 38 هجری قمری، لشکر امیرالمؤنین علیه السلام مهیای جنگ شدند، اما عمرو عاص حیله نمود و دستور داد تا قرآنها را بر سر نیزه کنند و ...

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 58908022

. تعداد كل بازديدكنندگان: 53278051

. بازديدهاي امروز: 3658

. بازديدهاي دیروز: 12783

. كاربران آنلاين:

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 85

. کارهای کاربران: 185

. مقالات: 2005

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: