به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه

موضوع: مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

کلمات کليدي: امیرالمومنین، بعثت، پیامبر، مبعث، نهج البلاغه

سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع شد كه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در خلوت با محبوب، در دل غاری كه در دامن كوهی در شمال مكه بود، راز و نیاز می كرد. گویا غار حراء هنوز هم پژواك مناجات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را در قطعه قطعه سنگ ریزه های خود به یادگار حمل می كند و در گوش عاشقان حضرت كه در آن وادی قدم می گذارند؛ نجوا می كند.

www.Aboutorab.com

روزی از روزهایی كه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در غار مشغول مناجات و دلدادگی بود، صدایی شنید:

«یا مُحَمد إقرَا»

او شگفت زده گفت:

«چه بخوانم؟»

شنید:

«ای محمد!»

«إقرَا بِاسمِ رَبكَ الَذی خَلَق، خَلَقَ الاِنسانَ مِن عَلَق، إقرَا وَ رَبُكَ الاَكرَم، اَلذی عَلَم بِالقَلَم، عَلُّم الاِنسانَ مَا لَم یَعلَم»]1[

«بخوان به نام پروردگارت كه -جهان را- آفرید. همان كه انسان را از خون بسته ای خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست، یاد داد.»

حضرت جبرائیل به حضرت محمد صلوات الله علیه و آله فرمود:

«ارسلنی الله الیك لیتخذك رسولاً»

« خداوند مرا به سوی تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.»]2[

حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله هر ساله مدتی به كوه حرا]3[ می رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفكر می پرداخت تا این كه روزی شنید فرشته ای به او گفت:

«ای محمد! بخوان»

محمد صلی الله علیه و آله گفت:

«چه بخوانم؟»

فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وی قرائت كرد و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز آنها را خواند.]4[

هرگاه سخن از رخداد واقعه ای به میان می آید ناخودآگاه به دنبال فلسفه و علل ایجاد آن می گردیم. در باب بعثت نیز علت را جویا می شویم كه چه نیازی به وجود پیامبران بوده است؟

در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونی قرار داده شده است كه همگی طالب ارضاء و هدایت صحیح هستند. خداوند متعادل برای هدایت انسان، بهترین ابزار را در اختیار او قرار داده و امكانات متعددی به او عطا نموده است، تا هم بتواند نیروی خود را صرف ارضای نفسانیات كند و هم با امكانات و نیروی داده شده، بر خواهش های نفسانی غلبه كند و كشش های درونی را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سره را از ناسره متمایز كند؛ یكی در درون انسان كه عقل است و دیگری پیامبران الهی كه ایشان از طریق وحی دستورات را برای انسان بازگو می كنند تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزند و حدود و مقررات آن را نیز روشن نمایند، چون عقل دارای خطا و نقصان است. برترین هادی، آن است كه دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی باشد و تنها راه آن بعثت انبیاء است. پس بعثت بزرگ ترین نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیكویی را به رخ آنان بكشد، چنان كه می فرماید:

«لَقَد مِن الله عَلَی المُومِنین اِذا بَعَث فَیهم رَسُولاً مِن اَنفُسِهِم یَتلُوا عَلَیهِم آیاته وَ یُزَكیهِم وَ یَعَلَمَهُم الكِتاب وَ الحِكمَة وَ ان كانُوا مِن قَبل لَفی ضَلالٍ مُبین»]5[

«خداوند بر مومنان منت نهاد -نعمت بزرگی بخشید- هنگامی كه در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشكار بودند.»

در این آیه خداوند بر بشر نسبت به این نعمت بزرگ منت می گذارد. ممكن است این تصور پیش بیاید كه منت گذاری، كار صحیحی نیست، چرا خداوند در این امر منت می گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگی هایی دارد و هدف از آن چیست؟

واژه منت از «منّ» به معنای چیزی است كه با آن وزن می كنند (سنگ كیلو). و نیز به معنای نعمت سنگین و باعظمت نیز به كار می رود. بنابراین هر نعمت سنگین و گرانبهایی را منت گویند. كاربرد این واژه دو گونه است: قولی و فعلی.]6[

اگر كسی عملاً نعمت بزرگی به دیگری بدهد، این همان منت عملی است كه بیشتر در مسائل تربیتی و هدایتی و معنوی كاربرد دارد و پسندیده و ارزنده است. كه برخی گفته اند: این منت مختص به خدای متعال است. اگر كسی كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ دیگری بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كاری است بسیار زشت، كه این از منت های بشری است. در نتیجه، منت گذاری بر بخشیدن نعمت های بزرگ كه از جمله آنها نعمت رسالت است، منتی زیباست و «منّ الله» یعنی «انعم الله»، خداوند نعمت بزرگی بخشید و در اختیار مومنان قرار داد. چنان كه در جای دیگر خداوند به خطر هدایت كردن انسان ها به ایمان، بر آنها منت می گذارد.

«بَل الله یَمُن عَلَیكم اِن هَداكُم لِلایمان»]7[

اگر مسلمانان به خاطر پذیرفتن اسلام، مشكلات و خسارت های زیادی متحمل شده اند، نباید فراموش كنند كه خداوند بزرگ ترین نعمت را در اختیار آنها گذاشته و پیامبری مبعوث كرد تا انسان ها را تربیت كند و از گمراهی ها باز دارد. بنابراین هر اندازه برای حفظ این نعمت بزرگ تلاش و كوشش شود و هر بهایی پرداخته شود، باز هم ناچیز است.]8[

تا اینجا از هدف اصلی بعثت آشنا شدیم. نگارنده در این مقاله قصد دارد كه مبحث بعثت را از منظر امیرالمؤمنین علیه السلام، او كه اولین پاسخ دهنده به ندای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود و اولین و جوانترین تسلیم شده اوامر الهی بود را بررسی نماید كه قطعاً زیباترین تعاریف و تفاسیر را از این واقعه بزرگ تاریخی دارد.

مؤلفه های دوران جاهلیت

انسان باید در مورد ایام جاهلیت و دوره قبل از بعثت اندیشه كند و ببیند مردم به كجا رسیده بودند. عده ای یهودی، عده ای مسیحی و عموم مردم بت پرست بودند. احكام اسلام را ترك كرده، از اخلاق انسانی جدا شده و با خلق و خوی درندگی و صفات حیوانات خو گرفته بودند. كارشان به جایی رسیده بود كه دختران را زنده به گور كرده و بدین طریق پیوندها را می بریدند. به چیزهای باطل افتخار كرده، از عدل جدا شده و حقوق یكدیگر را از بین می بردند. قدرتمندان را بر ناتوانان مسلط نموده، انسان های شریف را از بین برده، با علماء دشمنی كرده و از حكیمان وحشت داشتند. بساط علم را برچیده، خوبی بردباری و علم را انكار كرده، قطع رحم نموده و شبیه چهارپایان شده و قمار می كردند؛ شراب نوشیده، عقل خود را زیر پا گذاشته و فرزندان خود را می كشتند. شهرها را خراب كرده، نیكی ها را فراموش نموده، شریعت های الهی را از بین برده، سرمایه ها را نابود كرده و مرتكب كارهای زشت می شدند.

خودپسندی و تكبر در میان آنها رواج پیدا كرده و به بی صبری افتخار می كردند فحشاء و منكرات را روش خود ساخته و سخنان باطل (مانند دروغ، شهادت ناحق) می گفتند. پیامبران را كشته و اولیای خدا را از میان خود بیرون می كردند. بدكاران را حاكم بر خود نموده و كسانی را كه اصل و نسب درستی نداشتند اطاعت می نمودند.

شیطان را عبادت، خدا را به خشم آورده و آتش دوزخ را برافروخته بودند. و در اثر این امور امواج خشم و غضب پروردگار به تلاطم آمده و نزدیك بود عالم نابود شده و تازیانه غضب خدا آنها را به جهنم براند، یا همانطور كه مشغول كارهایشان هستند آنها را در هم كوبیده و نابود كند كه عنایت پروردگار برای تمام كردن حجت و كامل كردن رحمت شامل حالشان گردیده و خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله را برانگیخت تا رحمتی برای جهانیان و نشانی برای هدایت باشد. آنها را از تاریكی ها خارج كرده و به نور رساند. نادانی آنان را به علم، گمراهیشان را به هدایت، هلاكتشان را به نجات، ستم آنان را به عدل و كم خردیشان را به عقل، نیاز آنان را به بی نیازی، ذلتشان را به عزت، خرابیشان را به آبادانی و خواری آنان را به سلطنت مبدل نموده و كفرشان را به ایمان، جهنمشان را به امیدواری، اسارت آنان را به رهایی و بندگی آنان را به آزادگی تبدیل نماید.]9[

حضرت علی علیه السلام گاهی در خطبه های خود به اعراب آن زمان یادآوری می كردند كه قبل از ظهور اسلام چه اعتقاداتی داشتند و چگونه زندگی می كردند. چرا كه گاهی غرور وجود آنها را فرا می گرفت و فراموش می كردند كه از بركت وجود اسلام به آن عزت و سربلندی نائل شده بودند. حضرت علی علیه السلام در یكی از خطبه ها می فرماید:

«والناس فی فتن انجذم فیها حبل الدین... و جاهلها مكرم»

خدا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را زمانی فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشته، و امور مردم پراكنده بود؛ راه رهایی دشوار و پناهگاهی وجود نداشت؛ چراغ هدایت بی نور، و كور دلی همگان را فراگرفته بود. خدای رحمان معصیت می شد و شیطان یاری می گردید؛ ایمان بدون یاور مانده و ستون های آن ویران گردیده و نشانه های آن انكار شده، راه های آن ویران و جاده های آن كهنه و فراموش گردیده بود. مردم جاهلی شیطان را اطاعت می كردند و به راه های او می رفتند و در آبشخور شیطان سیراب می شدند. با دست مردم جاهلیت، نشانه های شیطان، آشكار و پرچم او برافراشته گردید. فتنه ها، مردم را لگدمال كرده و با سم های محكم خود نابودشان كرده و پا برجا ایستاده بود.

اما مردم حیران و سرگردان، بی خبر و فریب خورده، در كنار بهترین خانه (كعبه) و بدترین همسایگان (بت پرستان) زندگی می كردند. خواب آنها بیداری، و سرمه چشم آنها اشك بود؛ در سرزمینی كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامی بود.]10[

حضرت در جای دیگر می فرماید:

«ثم ان الله سبحانه بعث محمداً صلی الله علیه و آله و سلم بالحق حین دنا من الدنیا... و شرفاً لأنصاره»

سپس خداوند سبحان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را هنگامی مبعوث فرمود كه دنیا به مراحل پایانی رسیده، نشانه های آخرت نزدیك، و رونق آن به تاریكی گراییده و اهل خود را به پا داشته، جای آن ناهموار، آماده نیستی و نابودی، زمانش در شرف پایان، و نشانه های نابودی آن آشكار، موجودات در آستانه مرگ، حلقه زندگی آن شكسته، و اسباب حیات در هم ریخته، پرچم های دنیا پوسیده، و پرده هایش دریده، و عمرها به كوتاهی رسیده بود. در این هنگام خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ابلاغ كننده رسالت، افتخار آفرین امت، چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت آن روزگاران، مایه سربلندی مسلمانان، و عزت و شرافت یارانش قرار داد.]11[

حضرت علی علیه السلام در خطبه ای دیگر از بعثت به موقع پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید كه:

«بعثه والناس ضلال فی حیرة و حاطبون فی فتنة... و الموعظة الحسنة»

خدا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را به هنگامی مبعوث فرمود كه مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنه ها به سر می بردند، هوا و هوس بر آنها چیره شده، و خود بزرگ بینی و تكبر، به لغزش های فراوانشان كشانده بود، و نادانی های جاهلیت پست و خوارشان كرده، و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند، و بلای جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را كرد، و آنان را به راه راست راهنمایی، و از راه حكمت و موعظه نیكو، مردم را به خدا دعوت فرمود.]12[

حضرت در فرازی دیگر زمان جاهلیت را اینگونه توصیف می فرماید:

«أرسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الأمم واعتزم من الفتن ... تمرها الفتنة، و طعامها الجیفة، و شعارها الخوف، و دثارها السیف»

خدا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را هنگامی مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پیامبران پیشین مدت ها گذشته، و ملت ها در خواب عمیقی فرو خفته بودند. فتنه و فساد جهان را فراگرفته و اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ همه جا زبانه می كشید و دنیا، بی نور و پر از مكر و فریب گشته بود. برگ های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه آن خبری نبوده، آب حیات فرو خشكیده و نشانه های هدایت كهنه و ویران شده بود. پرچم های هلاكت گمراهی آشكار و دنیا با قیافه زشتی به مردم می نگریست، و با چهره ای عبوس و غم آلود با اهل دنیا روبرو می گشت. میوه درخت دنیا در جاهلیت فتنه، و خوراكش مردار بود، در درونش وحشت و اضطراب، و بر بیرون شمشیرهای ستم حكومت داشت.]13[

www.Aboutorab.com

فلسفه بعثت

پس از قرن ها تحقیق و بررسی درباره مسائل دینی، هنوز پرده از اسرار بسیاری از آنها برداشته نشده است، كه از جمله آنها اسرار نهفته نبوت و بعثت است، اگر چه از ظواهر آیات قرآن می توان استفاده كرد كه بعثت پیامبران الهی، به ویژه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دارای اهدافی می باشد. با توجه به آیات الهی به برخی از اهداف بعثت انبیاء اشاره می نمائیم.

خداوند در آیه ای می فرماید:

«هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمة و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین»]14[

«اوست خدایی كه میان عرب امی پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خدا تلاوت كند و آنها را پاك سازد و شریعت و احكام كتاب آسمانی و حكمت الهی بیاموزد با آن كه پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.»

اولین نكته در این آیه بحث تلاوت آیات الهی است. «یتلوا» از واژه تلاوت به معنای پیروی كردن در حكم و خواندن منظم آیات الهی همراه با تدبر است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با خواندن آیات پروردگار و آشنا نمودن گوش دل و افكار مردم با این آیات، آنها را آماده تربیت می نماید، كه مقدمه تعلیم و تربیت است.

دومین نكته بحث تربیت است. یكی از مهمترین برنامه های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تربیت انسان هاست. تربیت به معنای فراهم كردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب است. او باید زمینه ها را برای انسان ها آماده كند تا از نظر عملی بهترین رابطه را با خدای خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ایقاعات)، با قوانین و مقررات اجتماعی (حكومت و سیاسات)، با خانواده خود (حقوق خانوادگی) و با نفس خود (اخلاق و تهذیب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گیرند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منجی بشریت است. یكی از دانشمندان فرانسوی می گوید:

«بزرگترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقی است كه به نام وحی، قسمت به قسمت بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است.»]15[

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مدتی كوتاه، انسان هایی بزرگ، مانند علی علیه السلام، زهرا علیهاالسلام، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و... را تربیت كرد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم كاشف معدن های نهفته انسانیت بود. زیرا

«الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه»

«مردم مانند معدن های طلا و نقره هستند.»

انسان دارای استعدادهای نهفته است كه برای بهره وری صحیح باید آنها را كشف كرد تا به ارزش حقیقی خود دست یابند.

كلمه «یزكیهم» از ماده «زكوة» به معنای رشد و زیادی است،]16[ كه در این جا به معنای تربیت و پاكسازی است و شامل پاك شدن از آلودگی های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری می باشد.

اهمیت اخلاق و تزكیه نفس بر كسی پوشیده نیست و جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهی ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزی ها و... در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزش ها و مكارم اخلاقی است. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هدف از بعثت خود را كامل كردن مكارم اخلاق بیان كرده است:

«بعثت لا تمم مكارم الاخلاق»

«من برای كامل كردن فضایل اخلاقی مبعوث شده ام»]17[

از طرف دیگر خدای جهان ابزار ترقی و تكامل هر موجودی را در نهاد آن گذارده، و آن را به منظور پیمودن راه های تكامل با وسائل گوناگونی مجهز نموده است. همچون ریشه های نهال كوچكی كه حداكثر فعالیت خود را به منظور رسانیدن مواد غذایی به كار انداخته، و پاسخ نیازمندی های آن را می دهند.

هرگاه ما بخواهیم این موضوع را در قالب مسائل علمی بریزیم، باید بگوئیم: «هدایت تكوینی» كه نعمت و فضل عمومی دستگاه آفرینش است، شامل حال تمام موجودات جهان اعم از نبات و حیوان و انسان است.

«الذی أعطی كل شیء خلقه ثم هدی»

ولی این هدایت فطری و تكوینی برای موجودی مثل انسان، كه گل سرسبد موجودات است كافی نیست. زیرا انسان غیر از زندگی مادی، زندگانی دیگری دارد كه اساس حیات واقعی او را تشكیل می دهد.

انسان ساده نخستین غارنشین و پاك فطرت، كه كوچكترین انحرافی در خلقت او رخ نداده بود، به اندازه انسان اجتماعی نیاز به تربیت نداشت، ولی هنگامی كه بشر گام فراتر نهاد، و زندگی دسته جمعی آغاز كرد و فكر تعاون و همكاری در زندگی او حكمفرما شد؛ انحرافاتی كه لازمه تصادمات و برخوردهای اجتماعی است در روح او پدید آمد، و خوی های زشت و افكار غلط، افكار فطری را عوض كرده و اجتماع را از توازن و تعادل، بیرون برد.

این انحرافات، خالق جهان را بر آن داشت كه مربیانی را برای تنظیم برنامه اجتماع و تقلیل مفاسدی كه اثر مستقیم اجتماعی بودن انسان را؛ اعزام بدارد، تا با مشعل فروزان «وحی» اجتماع را، به راه راست، كه سعادت همه جانبه آنان را تضمین می نماید، بكشانند.]18[

مسأله مهم در زندگی فرد و جوامع، مسأله معیارهای سنجشی، و نظام ارزشی حاكم بر فرهنگ آن جامعه است. زیرا تمام حركت ها در زندگی فردی و جمعی از همین نظام ارزشی سرچشمه می گیرد، و برای آفریدن این ارزش ها است.

اشتباه یك قوم و ملت در این مسأله، و روی آوردن به ارزش های خیالی و بی اساس، كافی است كه تاریخ آنها را به تباهی بكشد، و درك ارزش های واقعی و معیارهای راستین محكم ترین زیربنای كاخ سعادت آنها است.

دنیا پرستان مغرور ارزش را تنها منحصر در مال و قدرت های مادی و نفرات خود می دانند حتی معیار شخصیت در پیشگاه خدا را در این چهارچوب تصور می كنند.

روی این جهات نخستین و مهمترین گام اصلاحی انبیاء درهم شكستن این چارچوبه های ارزشی دروغین بود، آنها با تعلیماتشان این معیارهای غلط را در هم ریختند، و ارزش های اصیل الهی را جانشین آن ساختند و یك «انقلاب فرهنگی» محور شخصیت را از اموال و اولاد و ثروت و جاه و شهرت قبیله و فامیل به تقوا و ایمان و عمل صالح مبدل ساختند.

قبل از آن كه در محیط عربستان تعلیمات حیات بخش اسلام و قرآن ظهور كند بر اثر حاكمیت نظام ارزشی زور و زر محصول آن محیط مشتی غارتگر زورگو همچون «ابوسفیان ها» و «ابوجهل ها» و «ابولهب ها» بود.

اما از همان محیط بعد از انقلاب نظام ارزشی «مسلمان ها» و «ابوذرها» و «مقدادها» و «عمار یاسرها» برخاستند. این ها همه برای این است كه ارزش های دروغین جای ارزش های واقعی انسانی را نگیرد.]19[

حال به تفسیر فلسفه بعثت از دیدگاه حضرت علی علیه السلام می پردازیم. حضرت در خطبه ای فلسفه بعثت را رهایی مردم از پرستش دروغین بت ها ذكر می كند و می فرماید:

«فبعث الله محمداً صلی الله علیه و آله و سلم بالحق لیخرج عباده.... واحتصد من احتصد بالنقمات»

«خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق برانگیخت تا بندگان خود را از پرستش دروغین بت ها رهایی بخشیده به پرستش خود راهنمایی كند، و آنان را از پیروی شیطان نجات داده به اطاعت خود كشاند، با قرآنی كه معنی آن را آشكار كرد و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان عظمت و بزرگی خدا را بدانند كه نمی دانستند، و به پروردگار، اعتراف كنند پس از انكارهای طولانی اعتراف كردند، و او را پس از آن كه نسبت به خدا آشنایی نداشتند به درستی بشناسند.»

پس خدای سبحان در كتاب خود بی آن كه او را بنگرند خود را به بندگان شناساند، و قدرت خود را به همه نمایاند، و از قهر خود ترساند، و این كه چگونه با كیفرها ملتی را كه باید نابود كند از میان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو كرد.]20[

حضرت امیر علیه السلام در جای دیگر در مورد كیفیت زمان بعثت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

«إلی أن بعث الله سبحانه محمداً رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لانجازعدته... فقبضه الیه كریما(ص)»

«تا این كه خدای سبحان، برای وفای به وعده خود، و كامل گردانیدن دوران نبوت، محمد صلی الله علیه و آله و سلم را مبعوث كرد؛ پیامبری كه از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود، نشانه های او شهرت داشت؛ و تولدش بر همه مبارك بود. در روزگاری كه مردم روی زمین دارای مذاهب پراكنده، خواسته های گوناگون، و روش های متفاوت بودند، عده ای خدا را به پدیده ها تشبیه كرده و گروهی نام های ارزشمند خدا را انكار و به بت ها نسبت می دادند، و برخی به غیر خدا اشاره می كردند. پس خدای سبحان، مردم را به وسیله محمد صلی الله علیه و آله و سلم از گمراهی نجات داد و هدایت كرد، و از جهالت رهایی بخشید. سپس دیدار خود را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگزید، و آنچه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با كوچ دادن از دنیا گرامی داشت، و از گرفتاری ها و مشكلات رهایی بخشید و كریمانه قبض روح كرد.»]21[

www.Aboutorab.com

حضرت در خطبه ای دیگر فلسفه نبوت عامه را اینگونه بیان می نمایند:

«واصطفی سبحانه من ولده أنبیاء أخذ علی الوحی میثاقهم ... و خلقت الأبناء»

«خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه كه در عصر جاهلیت بیشتر مردم، پیمان خدا را نادیده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روی آوردند، و شیطان مردم را از معرفت خدا بازداشت و از پرستش او جدا كرد، خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هرچند گاه، متناسب با خواسته های انسان ها، رسولان خود را پی در پی اعزام كرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان بازجویند و نعمت های فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احكام الهی، حجت را بر آنها تمام نمایند و توانمندی های پنهان شده عقل ها را آشكار سازند و نشانه های قدرت خدا را معرفی كنند؛ مانند: سقف بلند پایه آسمان ها بر فراز انسان ها، گاهواره گسترده زمین در زیر پای آنها، و وسائل و عوامل حیات و زندگی، و راه های مرگ و مردن، و مشكلات و رنج های پیركننده، و حوادث پی در پی، كه همواره بر سر راه آدمیان است. خداوند هرگز انسان ها را بدون پیامبر، یا كتابی آسمانی، یا برهانی قاطع، یا راهی استوار، رها نساخته است، پیامبرانی كه با اندك بودن یاران، و فراوانی انكاركنندگان، هرگز در انجام وظیفه كوتاهی نكردند. بعضی از پیامبران، بشارت ظهور پیامبر آینده را دادند و برخی دیگر را پیامبران گذشته معرفی كردند. بدین گونه قرن ها پدید آمد، و روزگاران سپری شد؛ پدران رفتند و فرزندان جای آنها را گرفتند.»]22[

ره آورد بعثت

بعد از این كه به اوضاع و احوال عصر جاهلیت پرداختیم و نیز به فلسفه بعثت انبیاء واقف گشتیم، حال باید ببینیم كه این برانگیختن انبیاء چه نتایجی را به همراه داشته است. گروهی به رسالت و دعوت او كافر شده و سزاوار جنگیدن، كشتن و شكنجه جاوید شدند. گروهی نیز در ظاهر اسلام را قبول نموده ولی در دل اسلام را نپذیرفته و منافق شدند. با اسلام ظاهری خون آنها محفوظ شده و احكام اسلامی در مورد مسلمانان در این دنیا در مورد آنان جاری شد. ولی در آخرت به جهت نفاق در پائین ترین طبقات جهنم جاوید هستند.

www.Aboutorab.com

و گروهی در ظاهر و باطن مسلمان شده و هم كار خوب و هم كارهای بد انجام دادند. این دسته ممكن است بدون رفتن به جهنم به بهشت بروند.

گروهی هم علاوه بر داشتن صفات گروه فوق عمل صالح انجام داده و كارهای خیر زیادی انجام دادند. پروردگار به این دسته بهشت هایی كه در آن نهرهایی جریان دارد، وعده داده است. اینان هیچ عذاب و مجازات هایی نمی بینند. خداوند گناهان آنها را بخشیده و بدی هایشان را به چند برابر خوبی تبدیل می كند.

و عده ای علاوه بر داشتن خصوصیات دسته قبل به منظور نزدیكی به خدای متعال به تزكیه نفس از اخلاق رذیله و آراستن آن به اخلاق عالی پرداخته كه خدا نیز آنها را به خود نزدیك و مقام ارجمندی به آنها عنایت می كند.

و گروهی علاوه بر داشتن خصوصیات دسته قبل، با فكر و ذكر و تلاش بسیار زیاد پروردگارشان را شناخته و آنگاه خالص از هرگونه شركی، او را یكتا دانسته، او را دوست داشته و با بذل هر چه غیر اوست به او نزدیك شدند و مشتاق دیدار او گردیدند. خداوند نیز آنان را به خوبی قبول و به خود نزدیك و تمامی حجاب ها را از آنها برداشت. جمال خود را به آنان نشان داد و آنان نیز با دیده و قلب بدون هرگونه حجابی آن را دیدند، آنان را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و آل او علیهم السلام ملحق نموده و در جایگاه صدق در كنار آنان و در نزد پادشاه مقتدر جای داد. آنانند سبقت گیرندگان و نزدیك شدگان، دوستان پیامبران و شهدا.]23[

حضرت علی علیه السلام در باب نتایج بعثت انبیاء علیهم السلام سخنانی را فرموده اند كه به آنها می پردازیم.

«فانظروا إلی مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولاً فعقد بملته طاعتهم ... ولا تقرع لهم صفاة»

«حال به نعمت های بزرگ الهی كه به هنگامه بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بر آنان فرو ریخت بنگرید، كه چگونه اطاعت آنان را با دین خود پیوند داد و با دعوتش آنها را به وحدت رساند! چگونه نعمت های الهی بال های كرامت خود را بر آنان گستراند، و جویبارهای آسایش و رفاه برایشان روان ساخت! و تمام بركات آیین حق، آنها را در برگرفت!

در میان نعمت ها غرق گشتند، و در خرمی زندگانی شادمان شدند، امور اجتماعی آنان در سایه قدرت حكومت اسلام استوار شد، و در پرتو عزتی پایدار آرام گرفتند، و به حكومتی پایدار رسیدند. آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند، و سلاطین روی زمین گردیدند، و فرمانروای كسانی شدند كه در گذشته حاكم بودند، و قوانین الهی را برای كسانی اجرا می كردند كه مجریان احكام بودند، و در گذشته كسی قدرت در هم شكستن نیروی آنان را نداشت، و هیچ كس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند.»]24[

در خطبه ای دیگر می فرماید:

«و قد بلغتم من كرامة تعالی لكم منزلة... ولا لكم علیه إمرة»

«مردم! از سرنعمت بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و لطف خداوند بزرگ به مقامی رسیده اید كه حتی كنیزان شما را گرامی می دارند، و به همسایگان شما محبت می كنند، كسانی برای شما احترام قائلند كه شما از آنها برتری نداشته و بر آنها حقی ندارید.»]25[

امام علی علیه السلام در فرازی دیگر در مورد دلجویی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

«فان الله سبحانه بعث محمداً صلی الله علیه و آله و سلم لیس احد من العرب... حتی أخرج الحق من خاصرنه»

«پس از ستایش پروردگار، همانا خداوند سبحان، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را مبعوث فرمود، در روزگارانی كه عرب كتابی نخوانده و ادعای وحی و پیامبری نداشت. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت تا آنان را به سرمنزل نجات كشاند، و پیش از آن كه مرگشان فرا رسد آنان را به رستگاری رساند. با خستگان مدارا كرد، و شكسته حالان را زیربال گرفت تا همه را به راه راست هدایت فرمود، جز آنان كه راه گمراهی پیمودند. و در آنها خیری نبود. همه را نجات داد، و در جایگاه مناسب رستگاری، استقرارشان بخشید، تا آن كه آسیاب زندگی آنان به چرخش درآمد، و نیزه شان تیز شد. به خدا سوگند! من در دنباله آن سپاه بودم، تا باطل شكست خورد و عقب نشست، و همه رهبری اسلام را فرمانبردار شدند، در این راه هرگز ناتوان نشدم، و نترسیدم، و خیانت نكردم، و سستی در من راه نیافت. به خدا سوگند! درون باطل را می شكافم تا حق را از پهلویش بیرون كشم.»]26[

حضرت در خطبه ای دیگر این نكته را متذكر می شوند كه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در زمانی ظهور نمودند كه هیچ پیامبر دیگری حضور نداشته است.

«أرسله علی حین فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه»

«خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را هنگامی فرستاد كه پیامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته های دوستی و انسانیت از هم گسسته بود. پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به میان خلق آمد در حالی كه كتاب های پیامبران پیشین را تصدیق كرد، و با "نوری" هدایتگر انسانها شد كه همه باید از آن اطاعت نمایند، و آن، نور قرآن كریم است.»]27[

ویژگی های اسلام

«ثم ان هذا الإسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه... وضعوه مواضعه»

همانا این اسلام، دین خداوندی است كه آن را برای خود برگزید، و با دیده عنایت پروراند، و بهترین آفریدگان خود را مخصوص ابلاغ آن قرار داد. پایه های اسلام را بر محبت خویش استوار كرد، و ادیان و مذاهب گذشته را با عزت آن، خوار كرد، و با سربلند كردن آن، دیگر ملت ها را بی مقدار كرد، و با محترم داشتن آن، دشمنان را خوار گردانید، و با یاری كردن آن دشمنان سرسخت را شكست داد، و با نیرومند ساختن آن اركان گمراهی را در هم كوبید، و تشنگان را از چشمه زلال آن سیراب كرد، و آبگیره های اسلام را پرآب كرد.

خداوند اسلام را به گونه ای استحكام بخشید كه پیوندهایش نگسلد، و حلقه هایش از هم جدا نشود، و ستون هایش خراب نگردد، در پایه هایش زوال راه نیابد، درخت وجودش از ریشه كنده نشود، زمانش پایان نگیرد، قوانینش كهنگی نپذیرد، شاخه هایش قطع نگردد، راه هایش تنگ و خراب نشود، و پیمودن راهش دشوار نباشد، تیرگی در روشنایی آن داخل نشود، و راه راست آن كجی نیابد، ستونهایش خم نشود، و گذرگاهش بدون دشواری پیمودنی باشد، در چراغ اسلام خاموشی، و در شیرینی آن تلخی راه نیابد.

اسلام ستون های استواری است كه خداوند (پایه های) آن را در دل حق برقرار، و اساس و پایه آن را ثابت كرد، اسلام چشمه ساری است كه آب آن در فوران، چراغی است كه شعله های آن فروزان، و نشانه همیشه استواری است كه روندگان راه حق با آن هدایت شوند؛ پرچمی است كه برای راهنمایی پویندگان راه خدا نصب گردیده، و آبشخوری است كه وارد شوندگان آن سیراب می شوند. خداوند نهایت خشنودی خود را در اسلام قرار داده، و بزرگ ترین ستون های دینش، و بلندترین قله اطاعت او در اسلام جای گرفته است، اسلام در پیشگاه خداوند، دارای ستون هایی مطمئن، بنایی بلند، راهنمایی همیشه روشن، شعله ای روشنی بخش، برهانی نیرومند، و نشانه ای بلند پایه است، كه در افتادن با آن ممكن نیست! پس اسلام را بزرگ بشمارید، از آن پیروی كنید، حق آن را اداء نمایید، و در جایگاه شایسته خویش قرار دهید.]28[

امیرالمومنین علیه السلام در توصیف اسلام می فرماید:

«و بین حججه، من ظاهر علم، و باطن حكم. لا تفنی غرائبه... فیه شفاء المستشفی، و كفایة المكتفی»

اسلام ظاهرش علم، و باطنش حكمت است. نوآوری های آن پایان نگیرد و شگفتی هایش تمام نمی شود.

در اسلام بركات و خیرات چونان سرزمین های پرگیاه در اول بهاران فراوان است، و چراغهای روشنی بخش تاریكی ها فراوان دارد، كه دَرِ نیكی ها جز با كلیدهای اسلام باز نشود، و تاریكی ها را جز با چراغ های آن روشنایی نمی توان بخشید. مرزهایش محفوظ، و چراگاه هایش را خود نگهبان است هر درمان خواهی را درمان، و هر بی نیازی طلبی را كافی است.]29[

اسلام؛ نورهدایت

«الحمدالله الذی شرع الإسلام فسهل شرائعه لمن ورده ... والجنه سبقته»

ستایش خداوندی را سزاست كه راه اسلام را گشود، و راه نوشیدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرمود. ستون های اسلام را در برابر ستیزه جویان استوار كرد و آن را پناهگاه أمنی برای پناه برندگان، و مایه آرامش برای وارد شوندگان قرار داد.

اسلام، حجت و برهان برای گویندگان، و گواه روشن برای دفاع كنندگان، و نور هدایتگر برای روشنی خواهان، و مایه فهمیدن برای خردمندان، و عقل و درك برای تدبیركنندگان، و نشانه گویا برای جویندگان حق، و روشن بینی برای صاحبان عزم و اراده، پند پذیری برای عبرت گیرندگان، عامل نجات و رستگاری برای تصدیق كنندگان، و آرامش دهنده تكیه كنندگان، راحت و آسایش توكل كنندگان، و سپری نگهدارنده برای استقامت دارندگان است.

اسلام روشن ترین راه ها است، جاده هایش درخشان، نشانه های آن در بلندترین جایگاه، چراغ هایش پرفروغ و سوزان، میدان مسابقه آن پاكیزه برای پاكان، سرانجام مسابقه های آن روشن و بی پایان، مسابقه دهندگان آن پیشی گیرنده و چابك سوارانند.

برنامه این مسابقه، تصدیق كردن به حق، راهنمایان آن، اعمال صالح، پایان آن، مرگ، میدان مسابقه، دنیا، مركز گردآمدن مسابقه دهندگان، قیامت، و جایزه آن بهشت است.]30[

خصوصیات پیامبران الهی

بعد از این سلسله مباحث دریافتیم كه وجود پیامبران برای انسان امری لازم و واجب می باشد و انسان بدون وجود این رسولان قادر نمی باشد كه راه سعادت را بپیماید. حال باید به این نكته بپردازیم كه انبیاء الهی دارای چه خصوصیتی هستند كه می توانند در فراز و فرود راه زندگی انسان، هادی و مشعل دار باشند.

www.Aboutorab.com

الف- اوصاف و وظایف پیامبران

حضرت علی علیه السلام در توصیف انبیاء و وظایف آنها در نهج البلاغه فرازهایی را ذكر نموده اند كه در اینجا به آنها اشاره می نماییم.

«فاستودعهم فی أفضل مستودع ... قام منهم بدین الله خلف»

پیامبران را در بهترین جایگاه به ودیعت گذارد، و در بهترین مكان ها استقرارشان داد. از صلب كریمانه پدران به رحم پاك مادران منتقل فرمود، كه هرگاه یكی از آنان درگذشت، دیگری برای پیش برد دین خدا به پاخاست.]31[

«و لقد كان فی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم كاف لك فی الأسوة ... دابته رجلاه و خادمه یداه»

برای تو كافی است كه راه و رسم زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را اطلاعت نمایی، تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و رسوایی ها و زشتی های آن باشد، چه این كه دنیا از هر سو بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بازداشته و برای غیر او گسترانده شد، از سینه دنیا شیر نخورد، و از زیورهای آن فاصله گرفت.

اگر می خواهی دومی را، موسی علیه السلام و زندگی او را تعریف كنم، آنجا كه می گوید:

«پرورگارا! هرچه به من از نیكی عطا كنی نیازمندم.»

به خدا سوگند، موسی علیه السلام جز قرص نانی كه گرسنگی را برطرف سازد چیز دیگری نخواست، زیرا موسی علیه السلام از سبزیجات زمین می خورد، تا آنجا كه بر اثر لاغری و آب شدن گوشت بدن، سبزی گیاه از پشت پرده شكم او آشكار بود. و اگر می خواهی سومی را، حضرت داوود علیه السلام صاحب نی های نوازنده، و خواننده بهشتیان را الگوی خویش سازی، كه با هنر دستان خود از لیف خرما زنبیل می بافت، و از همنشینان خود می پرسید چه كسی از شما این زنبیل را می فروشد؟ و با بهای آن به خوردن نان جوی قناعت می كرد. و اگر خواهی از عیسی بن مریم علیه السلام بگویم، كه سنگ را بالش خود قرار می داد، لباس پشمی خشن به تن می كرد، و نان خشك می خورد، نان خورش او گرسنگی و چراغش در شب ماه، و پناهگاه زمستان او شرق وغرب زمین بود، میوه و گل او سبزیجاتی بود كه زمین برای چهارپایان می رویاند، زنی نداشت كه او را فریفته خود سازد، فرزندی نداشت تا او را غمگین سازد، مالی نداشت تا او را سرگرم كند، و آز و طمعی نداشت تا او را خوار و ذلیل نماید، مركب سواری او دو پایش، و خدمتگزار وی، دستهایش بود.]32[

خداوند در برخی از آیات قرآن كریم به شرح وظایف پیامبران پرداخته است كه اینجا به چند وظیفه ایشان اشاره می كنیم.

بلاغ مبین چیست؟

وظیفه اصلی همه پیامبران بلاغ مبین است (فهل علی الرسل الا البلاغ المبین) یعنی رهبران الهی نمی توانند مخفیانه به دعوت خود ادامه دهند مگر این كه برای مدتی محدود و موقت باشد، برنامه مخفی كاری آن هم در عصر دعوت رسالت چیزی نیست كه قابل قبول و دارای نتیجه باشد، صراحت توأم با رشادت و قاطعیت، همگام با تدبیر، شرط این دعوت است.]33[

وظایف پیامبران در قرآن

«و ما انزلنا علیك الكتاب الا لتبین لهم الذی اختلفوا فیه و هدی و رحمة لقوم یومنون»]34[

آیه فوق هدف بعثت پیامبران را بیان می كند تا روشن شود كه اگر اقوام و ملت ها، هوا و هوس ها، و سلیقه های شخصی خود را كنار بگذارند و دست به دامن راهنمایی پیامبران بزنند، اثری از اینگونه خرافه ها، اختلاف ها، و اعمال ضد و نقیض باقی نمی ماند، می گوید:

«ما قرآن را بر تو نازل نكردیم مگر برای این كه آنچه را در آن اختلاف دارند برای آنها تبیین كنی و مایه هدایت و رحمت است برای گروهی كه ایمان دارند.»]35[

www.Aboutorab.com

ب- اوصاف پیامبراكرم صلوات الله علیه

در مورد بعثت نبی اكرم حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم، سخن های بسیاری گفته شده و شاعران، ادیبان، حكیمان و نویسندگان، هر یك به فراخور حال خود، این واقعه شگرف را به نظم و نثر كشیده اند.

اما هیچ كس مانند خاندان پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم، كه در درك اسرار بعثت، یگانه همه اعصار و در شیوایی و رسایی سخن، سرآمد روزگار بوده اند، نتوانسته است حق مطلب را ادا كند و چنان كه شایسته این رویداد عظیم است در مورد آن سخن گوید.

از این رو گزیده ای از بیانات گل سرسبد خاندان رسالت، امیر بیان مولا علی بن ابی طالب علیه السلام را تقدیم می نماییم.

«فتأس بنبیك الأطیب الأطهر (صلی) فان فیه أسوة ... فعند الصباح بحمد القوم السری»

پس به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پاكیزه و پاكت اقتدا كن، كه راه و رسم او الگویی است برای الگوطلبان، و مایه فخر و بزرگی است برای كسی كه خواهان بزرگواری باشد، و محبوب ترین بنده نزد خدا كسی است كه از پیامبرش پیروی كند، و گام بر جایگاه قدم او نهد.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا چندان نخورد كه دهان را پُر كند، و به دنیا با گوشه چشم نگریست، دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته تر، و شكمش از همه خالی تر بود، دنیا را به او نشان دادند اما نپذیرفت، و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد آن را دشمن داشت، و چیزی را كه خدا خوار شمرده، آن را خوار انگاشت، و چیزی را كه خدا كوچك شمرده كوچك و ناچیز می دانست. اگر در ما نباشد جز آن كه آنچه را خدا و پیامبرش دشمن می دارند، دوست بداریم، یا آنچه را خدا و پیامبرش كوچك شمارند، بزرگ بداریم، برای نشان دادن دشمنی ما با خدا، و سرپیچی از فرمان های او كافی بود!. و همانا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر روی زمین می نشست و غذا می خورد، و چون برده، ساده می نشست، و با دست خود كفش خود را وصله می زد، و جامه خود را با دست خود می دوخت، و بر الاغ برهنه می نشست، و دیگری را پشت سر خویش سوار می كرد. پرده ای بر در خانه او آویخته بود كه نقش و تصویر در آن بود، به یكی از همسرانش فرمود، این پرده را از برابر چشمان من دور كن كه هرگاه نگاهم به آن می افتد به یاد دنیا و زینت های آن می افتم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با دل از دنیا روی گرداند، و یادش را از جان خود ریشه كن كرد، و همواره دوست داشت تا جاذبه های دنیا از دیدگانش پنهان ماند، و از آن لباس زیبایی تهیه نكند و آن را قرارگاه دائمی خود نداند، و امید ماندن در دنیا نداشته باشد، پس یاد دنیا را از جام خویش بیرون كرد، و دل از دنیا بَركند، و چشم از دنیا پوشاند.

و چنین است كسی كه چیزی را دشمن دارد، خوش ندارد به آن بنگرد، یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود. در زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای تو نشانه هایی است كه تو را به زشتی ها و عیب های دنیا راهنمایی كند، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با نزدیكان خود گرسنه به سر می برد. و با آن كه مقام و منزلت بزرگی داشت، زینت های دنیا از دیده او دور ماند.

پس تفكر كننده ای باید با عقل خویش به درستی اندیشه كند كه: آیا خدا، محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به داشتن این صفت ها اكرام فرمود یا او را خوار كرد؟ اگر بگوید: خوار كرد، دروغ گفته و بهتانی بزرگ زده است، و اگر بگوید: او را اكرام كرد، پس بداند، خدا كسی را خوار شمرد كه دنیا را برای او گستراند و از نزدیك ترین مردم به خودش دور نگهداشت.

پس پیروی كننده باید از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیروی كند، و به دنبال او راه رود، و قدم بر جای قدم او بگذارد، وگرنه از هلاكت ایمن نمی باشد، كه همانا خداوند، محمد صلی الله علیه و آله و سلم را نشانه قیامت، و مژده دهنده بهشت، و ترساننده از كیفر جهنم قرار داد، او با شكمی گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد، و كاخ های مجلل نساخت (سنگی بر سنگی نگذاشت) تا جهان را ترك گفت، و دعوت پروردگارش را پذیرفت.

وه! چه بزرگ است منتی كه خدا با بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر ما نهاده، و چنین نعمت بزرگی به ما عطا فرموده، رهبر پیشتازی كه باید او را پیروی كنیم و پیشوایی كه باید راه او را تداوم بخشیم. به خدا سوگند آنقدر این پیراهن پشمین را وصله زدم كه از پینه كننده آن شرمسارم.

یكی به من گفت: "آیا آن را دور نمی افكنی؟" گفتم: از من دور شو، صبحگاهان رهروان شب ستایش می شوند.]36[

نهاد اصلی وجود پیامبر

«حتی افضت كرامة الله سبحانه و تعالی الی محمد صلی الله علیه و آله و سلم... و غباوة من الأمم»

تا این كه كرامت اعزام نبوت از طرف خدای سبحان به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسید. نهاد اصلی وجود او را از بهترین معادن استخراج كرد، و نهال وجود او را در اصیل ترین وعزیزترین سرزمین ها كاشت و آبیاری كرد، او را از همان درختی كه دیگر پیامبران و اَمنیان خود را از آن آفرید به وجود آورد، كه عترت او بهترین عترت ها، و خاندانش بهترین خاندانها، و درخت وجودش از بهترین درختان است، در حرم أمن خدا رویید، و در آغوش خانواده كریمی بزرگ شد، شاخه های بلند آن سر به آسمان كشیده كه دست كسی به میوه آن نمی رسید. پس، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیشوای پرهیزكاران، و وسیله بینایی هدایت خواهان است، چراغی با نور درخشان، و ستاره ای فروزان، و شعله ای با برق های خیره كننده و تابان است، راه و رسم او با اعتدال، و روش زندگی او صحیح و پایدار، و سخنانش روشنگر حق و باطل، و حكم او عادلانه است. خدا او را زمانی مبعوث فرمود كه با زمان پیامبران گذشته فاصله طولانی داشت و مردم از نیكوكاری فاصله گرفته، و امت ها به جهل و نادانی گرفتار شده بودند.]37[

www.Aboutorab.com

طبیب دوّار

«واختاره من شجرة الأنبیاء، و مشكاة الضیاء و ذؤابة العلیاء... متتبع بدوائه مواضع الغفلة، و مواطن الحیرة»

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاه بلند و بی همانند، از سرزمین بطحاء]38[ از چراغ های برافروخته در تاریكی ها، و از سرچشمه های حكمت برگزید. پیامبر طبیبی است كه برای درمان بیماران سیار است.

مرهم های شفابخش او آماده، و ابزار داغ كردن زخم ها را گداخته. برای شفای قلب های كور و گوش های ناشنوا و زبان های لال آماده، و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.]39[

گزینش خدا

«أرسله بالضیاء، و قدمه فی الاصطفاء ... عن یمین و شمال»

خدا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با روشنایی اسلام فرستاد، و در گزینش، او را بر همه مقدم داشت؛ با بعثت او شكاف ها را پُر، و سلطه گران پیروز را در هم شكست، و سختی ها را آسان، و ناهمواری ها را هموار فرمود تا آن كه گمراهی را از چپ و راست تار و مار كرد.]40[

پارسایی پیامبر

«قد حقر الدنیا و صغرها، و أهون بها و هونها،... و دعا إلی الجنة مبشراً و خوف من النار محذراً»

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دنیا را كوچك شمرده و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد. آن را خوار می شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرفی فرمود و می دانست كه خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جان و دل به دنیا پشت كرد، و یاد آن را در دلش میراند. دوست می داشت كه زینت های دنیا از چشم او دور نگهداشته شود، تا از آن لباس فاخری تهیه نسازد، یا اقامت در آن را آرزو نكند، و برای تبلیغ احكامی كه قطع كننده عذرهاست تلاش كرد، و امت اسلامی را با هشدارهای لازم نصیحت كرد، و با بشارت ها مردم را به سوی بهشت فراخواند و از آتش جهنم پرهیز داد.]41[

قرارگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

«مستقرة خیر مستقر، و منبته اشرف منبت... و صمته لسان»

قرارگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهترین قرارگاه و محل پرورش و خاندان او شریف ترین پایگاه است. در معدن بزرگواری و گاهواره سلامت رشد كرد، دل های نیكوكاران شیفته او گشته، توجه دیده ها به سوی اوست. خدا به بركت وجود او كینه ها را دفن كرد و آتش دشمنی ها را خاموش كرد. با او میان دل ها الفت و مهربانی ایجاد كرد و نزدیكانی را از هم دور ساخت. انسان های خوار و ذلیل و محروم در پرتو او عزت یافتند، و عزیزانی خودسر ذلیل شدند. گفتار او روشنگر واقعیت ها، و سكوت او زبانی گویا بود.]42[

مصلح جامعه بشریت

«فصدع بما أمربه، و بلغ رسالات ربه... والضغائن القادحة فی القلوب»

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آنچه را كه به او ابلاغ شد آشكار كرد، و پیام های پروردگارش را رساند. او شكاف های اجتماعی را به وحدت اصلاح، و فاصله ها را به هم پیوند داد و پس از آن كه آتش دشمنی ها و كینه های برافروخته در دل ها راه یافته بود، میان خویشاوندان یگانگی برقرار كرد.]43[

پس از بیان این تفاسیر در باب بعثت، دریافتیم كه پیامبران با تعالیم و برنامه های خود، روح و روان ما را كه با یك سلسله صفات عالی روحیات و احساسات پاك، عجیبن شده است را به مقتضای فطرت باز می گردانند.

پبامبران وظیفه دارند كه احكام فطرت و وجدان را برای انسان بازگو نمایند و او را به صفاتی كه در خود نهفته است متوجه سازد. مربیان الهی با نور وحی و برنامه ای صحیح شرایط رشد و نمو را برای انسان فراهم می سازند و انحرافات را تعدیل می نمایند. و در یك كلام انسان را به تكامل كه هدف خدا از خلقت بوده است، می رسانند و او را در مسیر صحیح خدایی قرار داده تا طی طریق نماید كه سعادت بشر در آن نهفته است.

آذر سوكی

----------------------------------

پی نوشت ها:

]1 [علق/5-1

]2 [بحارالانوار، ج 18، ص206.

]3 [«حرا» نام كوهی است كه در شمال مكه قرار دارد. در نقطه شمالی آن غاری است كه ارتفاع آن به قدر یك قامت انسان است. قسمتی از داخل غار با نور خورشید روشن می شود و قسمت های دیگر آن در تاریكی است.

]4 [تلخیص التمهید، ج1، ص62.

]5 [آل عمران/164

]6 [مفردات راغب، واژه «من»

]7 [حجرات/17

]8 [مجمع البیان، ج2، ص875.

]9 [المراقبات، آیة الله حاج میرزا جواد ملكی تبریزی، صص160-159- 158.

]10 [نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه2، ص43.

]11 [خطبه 198، ص417.

]12 [خطبه 95، ص179.

]13 [خطبه 89، ص151.

]14 [جمعه/2

]15 [درمنگهم، دانشمند فرانسوی، به نقل از بعثت نبوی، ص283.

]16 [مفردات راغب، واژه «زكا».

]17 [بحارالانوار، ج70، ص 372.

]18 [فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج1، صص314- 313.

]19 [تفسیرنمونه، ج 18، ص111.

]20 [خطبه147، ص269.

]21 [خطبه1، ص39.

]22 [همان.

]23 [المراقبات، ص161.

]24 [خطبه 192، ص397.

]25 [خطبه 106، ص197.

]26 [خطبه 104، ص 193.

]27 [خطبه 158، ص 295.

]28 [خطبه 198، ص 417.

]29 [خطبه 152، ص 281.

]30 [خطبه 106، ص197.

 ]31 [خطبه 94، ص177.

]32 [خطبه160، ص 299.

]33 [تفسیرنمونه، ج11، ص 227.

]34 [نحل/64

]35 [همان، ج11، ص 285.

]36 [خطبه 160، ص301.

]37 [خطبه 94، ص 177.

]38 [سرزمین بطحاء، بین دو كوه ابوقبیس و احمر را می گفتند كه محل زندگی قریش بود.

]39 [خطبه 108، ص 201.

]40 [خطبه213، ص 439.

]41 [خطبه 109، ص 209.

]42 [خطبه 96، ص 179.

]43 [خطبه 23، ص 469.

 

نوشته شده توسط ویژه نامه در روز يکشنبه 1391/3/14 ساعت 25:57

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 0 از 0 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

کلیپ یا محمد

کلیپ فلش احادیث محمدی

زیارت صوتی پیامبر صلی الله علیه و آله

مداحی به مناسبت بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله

عکس پس زمینه ویژه مبعث

گالری عکس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

پیامک های تبریک مبعث پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامک به مناسبت بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

واقعیت بعثت از نگاه اهل بیت علیهم السلام

بعثت در كلام خاندان رسالت

آخرین فرستاده خدا

ویژگی های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

تو همان نور زمین آمده ی حق هستی

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

نبض هستی لرزه بر رگ های كوهِ نور زد

ندای اذان

جمال محمد (ص)

نوری كه درخشید

اعمال روز مبعث - بیست و هفتم ماه رجب

اعمال شب مبعث - شب بیست و هفتم رجب

زیارت نامه پیامبر صلی الله علیه و آله

عید مبعث

در حرای نبوت

حسن ختام عرش

با صدای آسمانی

پیام آشنای حرا

شکوه آفرینش

سلام بر مبعث!

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

4 رجب

واقعه ای در این روز به ثبت نرسیده است.

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 72452562

. تعداد كل بازديدكنندگان: 66103125

. بازديدهاي امروز: 3272

. بازديدهاي دیروز: 10830

. كاربران آنلاين:

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 85

. کارهای کاربران: 185

. مقالات: 2018

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و تمامی حقوق برای مؤسسه ارمغان نگاه ژرف محفوظ می باشد. فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: