به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• جاریه بن قدامه انصاری

موضوع: اصحاب

کلمات کليدي: جاریه بن قدامه انصاری ، جنگ جمل، جنگ صفین

 


 

جاريه فرزند «قدامة بن مالک بن زهير تميمي سعدي» و کنيه اش «ابو ايوب» و به قولي «ابو قدامه» يا «ابو يزيد بصري» بود. [1]  وي از ياران پاک طينت و شجاع پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و ياران وفادار امير مؤمنان علي عليه السلام بود که در راه دين اسلام همواره ثابت قدم ماند.

شيخ طوسي و ديگران، وي را از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله و نيز از اصحاب اميرالمؤمنين علي عليه السلام، و عموي «احنف بن قيس» و به قولي پسر عمويش مي دانند که در شهر بصره ساکن بود. [2] و حديث معروفي نيز از او نقل شده است. [3] 

 

 وفاداري جاريه به مقام ولايت حضرت علي

 

جاريه در جنگ هاي جمل و صفين و نهروان در رکاب آن امام عليه السلام شمشير زد و از کيان اسلام و حکومت عادلانه آن حضرت دفاع نمود. وي همان بزرگ مجاهدي است که «بسر بن ارطاة» را با همه خشونت ها و درندهخويي هايش از قلمرو دولت اميرالمؤمنين بيرون راند و همه مناطق تحت فرمان امام عليه السلام را از لوث وجود نيروهاي اين مرد جنايت کار پاک ساخت که براي ايجاد اغتشاش و ناامني و تضعيف روحيه شيعيان علي عليه السلام از سوي معاويه در عراق و حجاز و يمن به غارت و چپاول مي پرداختند.

عبيداللَّه بن عباس (پسر عموي اميرالمؤمنين عليه السلام) که در آن زمان والي يمن و به قولي مکه بود، پس از آگاهي از حملات «بسر بن ارطاة» از محل حکومت خود گريخت و مسند امارت را به شخص ديگري واگذار کرد و رهسپار عراق شد؛ وقتي «بسر بن ارطاة» بر يمن سلطه يافت والي موقت آن جا را به قتل رسانيد و دو فرزند خردسال عبيداللَّه بن عباس را نيز بي رحمانه کشت.

اما جاريه با شجاعت کم نظير و ايمان و عقيده اي محکم به مصاف چنين جرثومه خطرناکي رفت و همه عراق و حجاز و يمن را از شر او و نيروهاي غارتگرش نجات داد و آرامش را به اين مناطق برگرداند. او فتنه «عبداللَّه بن عامر حضرمي» و مواليانش را در بصره فرو نشاند و ابن زياد (استاندار منصوب از طرف امير مؤمنان عليه السلام) را به قصر حکومتش برگرداند و قبل از جنگِ جمل مردم بصره را به بيعت با اميرالمؤمنين علي عليه السلام تشويق کرد.

در شجاعت جاريه و وفاداري او به امام علي عليه السلام و نيز عنايت و توجه امام عليه السلام به او، همين کافي است که اميرمؤمنان در پاسخ به کساني که نگران غارتگري «بسر بن ارطاة» بودند، فرمود:

«شما نگران بُسر نباشيد، زيرا جاريه کسي است که يا او را به هلاکت مي رساند يا خود کشته ميشود، شما بايد به پيکار با شاميان بينديشيد». [4] 

 

جاريه در جنگ جمل

 

او در جنگ جمل از جانب اميرمؤمنان علي عليه السلام به فرماندهي نيروهاي تميمي بصره منصوب شد و با آنان به نبرد پرداخت . [5]

در تاريخ طبري آمده است: وي کمي قبل از شروع جنگ جمل، به عايشه گفت:

اي ام المؤمنين! به خدا سوگند، تو اگر به منظور خونخواهي عثمان به بصره آمده اي، بايد بداني که آن کار (قتل عثمان) آسان تر از خارج شدن تو از منزل و سوار شدن بر اين شتر ملعون، و خود را هدف تير قرار دادن است؛ زيرا خداوند به واسطه ازدواج با پيامبر صلي الله عليه و آله به تو پوشش و حرمتي داده بود؛ اما تو با اين کار آن را دريده و حرمت آن را شکستي، امروز هرکس نبرد با شما را جايز بداند، کشتن تو را نيز جايز مي داند، اکنون اگر با ميل و رغبت وارد بصره شده اي، صلاح در آن است که به منزل خويش باز گردي و اگر تو را ناخواسته و به اکراه به اين کار وا داشته اند، بهتر است مردم را در جريان بگذاري و از آنان کمک بگيري که به طور يقين شما را کمک خواهند کرد». [6]  

 

دلاوري جاريه در صفين

 

 جاريه در جنگ صفين فرماندهي قبايل سعد و رباب بصره را بر عهده داشت و زمام امور نظامي و عملياتي اين دو طايفه بصري به او واگذار شده بود[7] 

 

 جاريه و سرکوبي مرتدهاي نجران

 

از جمله مأموريت هاي تاريخي اين مجاهد بزرگ، سرکوب مرتدهاي اهل نجران بود. حضرت علي عليه السلام پس از ارتداد اهل نجران، به جاريه مأموريت داد که در رأس سپاهي متشکل از مواليان آن حضرت براي سرکوب مرتدها روانه نجران شود. [8]

 

جاريه و سرکوب بسر بن ارطاه

 

زماني که اميرالمؤمنين عليه السلام از اخبار تلخ و غارتگري هاي «بسربن ارطاة» - که روي تاريخ را سياه کرد -آگاهي يافت، مردم کوفه را براي مقابله با بسر و تعقيب او دعوت کرد؛ اما با بي ميلي و کوتاهي ياران خود مواجه شد و مأيوس و ناراحت گرديد؛ در اين هنگام جاريه که آثار تأسف شديد امام را در سيماي آن حضرت عليه السلام ديد، برخاست و گفت:

«أنا أکفيکهم يا أميرالمؤمنين؛ اي امير مؤمنان، من شما را در مقابله با اين غارتگران کفايت خواهم کرد.»

 

امام فرمود:

«أنتَ لعمري مَيمونُ النقيبة، حَسَنُ النيّة، صالِحُ العَشيرة؛ به جان خودم اي جاريه، تو همواره از مناقب بلند و نيات پسنديده، طايفه و عشيره اي شايسته و با کفايت برخوردار بوده اي». [9] 

 

جاريه پس از شهادت اميرالمؤمنين

 

شهادت اميرالمؤمنين گرچه جاريه را داغدار نمود، اما در عشق و ولاي خالصانه او تأثيري نگذاشت و شهادت آن حضرت نه تنها ايمان و عقيده او را تضعيف نکرد بلکه - مشاهده مفاسد و مظالم دولت مردان اموي در عصر سلطنت دراز مدت معاويه - موجب شد که وي در حمايت و دفاع جانانه از حريم امامت اهل بيت پيامبر عليهم السلام مؤمن تر و مطمئن تر شود.

روايت شده که وقتي از مأموريت سرکوبي «بسر بن ارطاة» بازگشت، به خدمت امام حسن عليه السلام رسيد در اين زمان اميرالمؤمنين تازه به شهادت رسيده بود. جاريه پس از اطلاع از ضايعه شهادت آن حضرت از شدت تأسف بر دستان خود زد و به عزاداري پرداخت و به امام حسن عليه السلام گفت:

 «سِر، يرحمک اللَّه الي عدوّک قبلَ أن سار إليک؛ چرا نشسته ايد؟ خداوند شما را رحمت کند هم اينک به سوي دشمن حرکت کنيد که درنگ جايز نيست، و اگر تأخير کنيد، اين دشمن است که به سوي شما سرازير خواهد شد»

 

امام حسن عليه السلام در پاسخ او فرمود:

 

«لو کان الناس کلهم مثلک سرتُ إليهم؛ اگر مردم همه مثل تو بودند، من به طور قطع به مصاف دشمن مي رفتم». [10]

 

حمايت جاريه از امام نزد معاويه

 

جاريه پس از شهادت اميرمؤمنان علي عليه السلام با معاويه ملاقاتي داشت و بين او و جاريه مطالبي در فضيلت اميرمؤمنان علي عليه السلام رد و بدل شده است.

جلال الدين سيوطي در «تاريخ الخلفاء» مي نويسد:

جاريه بن قدامه بر معاويه وارد شد، معاويه از روي طعن و اعتراض به او گفت:

اي جاريه، آيا تو همان کسي نيستي که در رکاب علي تلاش زيادي کردي و آتش فتنه او را شعله ور ساختي و در همه سرزمين هاي عربي به جولان پرداختي و خون اعراب را به ناحق ريختي؟ [11]

جاريه گفت:

«يا معاويه، دع عنک علياً فما أبغضنا علياً منذ أحببناه، لا غششناه منذ صحبناه؛ اي معاويه، با علي کاري نداشته باش، به خدا سوگند از روزي که او را دوست داشته ايم، لحظه اي کينه اش را به دل راه نداده ايم، و از روزي که يار و حامي و مدافع او شديم، حتي يک لحظه هم به او خيانت نکرده ايم؛ بنابراين مواظب سخن گفتن خود باش و از او دست بردار.»

معاويه براي آن که عظمت او را بشکند و شخصيت او را پايين آورد به او گفت:

واي بر تو اي جاريه، چه بسيار در نظر اهل و عشيره ات سبک و خوار هستي که تو را جاريه نام نهاده اند.

جاريه گفت:

اتفاقاً اين موضوع در مورد تو صادق تر است؛ زيرا همان طور که مي داني تو را معاويه (ماده سگ) ناميده اند.

معاويه با شنيدن اين جواب، به او پرخاش کرد و گفت:

اي بي مادر.

جاريه گفت:

من مادر دارم و مادرم مرا براي شمشير زدن زاييد، همان شمشيري که در ايام صفين درد جراحاتش را کشيدي هنوز هم آن شمشير در دستان ما است.

معاويه گفت:

مرا تهديد مي کني؟

جاريه گفت:

تو نه با توسل به زور و اجبار به سلطنت رسيدي و نه با تکيه به عقل و خرد موفق به فتح و گشايش ممالک ما شدي، بلکه در قبال سلطنت و حکومت بر ما، به موازيني ملتزم شدي که بايد به آنها پاي بند باشي و تا زماني که به تعهدهاي خود عمل کني ما نيز به ميثاق خود وفادار خواهيم ماند و اگر بخواهي عهد خود را بشکني، بدان که در پشت سر خود ياران سلحشور و سپرهاي محکم و شمشيرهاي برنده بي شماري را براي چنين روزهايي نگه داشته ايم و اگر يک وجب دستِ خيانت به سوي ما دراز کني، ما با دستاني بلند، تو را آرام و به بدترين و مرگبارترين نوع خيانت گرفتار خواهيم ساخت.

معاويه چاره اي نديد جز آن که کوتاه بيايد و از تهديد و يا اهانت به جاريه خودداري کند و تنها به اين جمله بسنده کرد:

«لا أکثر اللَّه في الناس امثالک؛ خداوند امثال تو را در ميان مردم زياد نکند. ولي جاريه او را سفارش به رعايت حقوق و گفتار معروف نمود. [12]

ابن حجر عسقلاني مي نويسد:

وفات جاريه در زمان «يزيد بن معاويه» اتفاق افتاده است. [13]  

 

 

_______________________________________________________________

پی نوشت:

[1] ر. ک: همان مدارک و نيز تهذيب التهذيب، ج 2، ص 20.

[2] رجال طوسي، ص 4، س 27 و ص 37، ش 13.

[3] رجال طوسي، ص 4، س 27 و ص 37، ش 13.

[4] براي شرح بيشتر ر. ک: شرح ابن ابي الحديد، ج 4، ص 53 - 41؛ تاريخ طبري، ج 5،ص 112 - 110؛ کامل ابن اثير، ج 2، ص 417 - 415؛ اسد الغابه، ج 1، ص 263.

[5] کتاب الجمل، ص 321.

[6] تاريخ طبري، ج 4، ص 465.

[7] وقعة صفين، ص 205؛ شرح ابن ابي الحديد، ج 4، ص 27.

[8] رجال کشي، ص 105، ش 168.

[9] ر. ک: شرح ابن ابي الحديد، ج 2، ص 16 - 18؛ تاريخ طبري، ج 5، ص 140؛ اعيان الشيعه، ج 4، ص 60.

[10] قاموس الرجال، ج 2، ص 558.

[11] معاويه در اين گفتار، به مجاهدت هاي جاريه در سرکوب «بسر بن ارطاة» و ديگر غارت  گران دست پرورده خود اشاره مي کند  و همين سخن معاويه نشاندهنده عمق جراحت هايي است که توسط جاريه بر پيکر ارتش معاويه و سردار خونريز و بيرحمش بسربن ارطاة و ابن حضرمي وارد شده است. درد و آلام سختي که توسط جاريه بر معاويه وارد شده بود پس از گذشت آن همه سال هنوز تسکين نيافته بود، لذا در اين ملاقات به آنها اشاره کرد.

[12] تاريخ الخلفاء، ص 176؛ ر. ک: عقد الفريد، ج 4، ص 27.

[13] تهذيب التهذيب، ج 2، ص 20.

 

 

منبع: کتاب اصحاب امام علی علیه السلام

نویسنده: سيد اصغر ناظم زاده قمی

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط گروه اصحاب و یاران در روز چهارشنبه 1391/4/14 ساعت 25:29

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 0 از 0 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

ام فضل بنت حارث

مالک بن حبیب

قرظه بن کعب انصاری

حارث همدانی(2)

عثمان بن حُنیف

شریک بن حارث سلمی

صفوان بن حذیفه یمانی

کمیل بن زیاد

کردوس بن هانی

هانی بن نمره مرادی

هاشم بن عتبه

مقداد بن عمرو

قنبر

فضل بن عباس

علقمه بن قیس

عمرو بن محصن

عبدالله بن کعب مرادی

طرماح بن عدی

صیفی بی فسیل شیبانی

صعصعه بن صوحان عبدی

شریح بن هانی

سلیم بن قیس هلالی

سلمان فارسی

سعید بن قیس همدانی

سعید بن سرح

رشید هجری

ربیع بن زیاد حارثی

حارث همدانی

جویره بن مسهر

جندب بن عبدالله ازدی

جندب بن زهیر ازدی

جعده بن هبیره مخذومی

ثابت بن قیس

بریده اسلمی

اویس قرنی

ابو قتاده انصاری

ابو ایوب انصاری

مالک بن تيهان

ابوبرزه اسلمی

زید بن وهب جهنی

جریش سکونی

اصبغ بن نُباته

ابو اليسر انصاری (کعب بن عمرو)

ابو الجنوب (حبشي بن جناده)

ابراهيم بن مالک اشتر

ابورافع

ابوسعيد خُدری

ابو عمره انصاری

صعصعة بن صوحان عبدی

جابر بن عبدالله انصاری

سعد بن مسعود انصاری

خالد بن معمر بن سدوسی

احنف بن قيس تميمی سعدی

ميثم تمار (ابو سالم)

خزيمة بن ثابت (ذو شهادتين)

حجر بن عدی

معقل بن قيس رياحي

مخنف بن سليم

حذيفة بن يمان

محمد بن ابي حذيفه

حکيم بن جبلة

مالک بن کعب

زِر بن حبيش

قثم بن عباس

زياد بن نضر

عمرو بن حمق خزاعي

سعد بن مسعود ثقفي

عمر بن ابي سلمه

زيد بن صُوحان

عمّار بن ياسر

سعيد بن قيس همداني

عبد اللَّه بن شبيل احمسی

سهل بن حُنَيف

عبد اللَّه بن جعفر

ضرار بن ضمره ضبابی

عامر بن واثله

ابو شجاع قتباني (سعيد بن يزيد حميري)

يريم بن شريح همداني

شبيب بن عامر (جد کرماني)

قبيصه بن جابر اسدي (ابو العلاء کوفي)

ابو کعب خثعمي

سعيد بن عبيد طائي

هاني بن خطاب أرحبي

ظبيان بن عماره تميمي

شمر بن ابرهه

نابغه جعدي (قيس بن عبدالله جعدي)

مالک بن عباده غافقي (ابو موسي)

کعب بن فقيم أزدي

همام بن شريح

عامر بن عبد قيس

سلمه بن اکوع

عاصم بن زياد

قَبيصه بن ضبيعه عبسي

هند بن ابي هاله (هند بن عمرو جملي)

قيس بن عفريه (عقديه) حمیسي

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

3 شوال

قتل متوکل

در سال 247 هجری قمری در شب چهارشنبه متوکل عباسی ملعون، به دستور فرزندش به قتل رسید. مدت خلافت او 14 سال و ده ماه و عمر نحسش 41 سال بود.

 

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 57724692

. تعداد كل بازديدكنندگان: 52182823

. بازديدهاي امروز: 7164

. بازديدهاي دیروز: 9123

. كاربران آنلاين:

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 85

. کارهای کاربران: 185

. مقالات: 1973

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: