• گوشه ای از زندگانی امام
موضوع: شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
کلمات کليدي: امام جعفر صادق، بنی امیه و بنی عباس، مؤسس مذهب جعفری، منصور دوانیقی
امام صادق علیه السّلام در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردیدند. نام شریفشان جعفر و لقب معروفشان صادق و کنیه شان ابوعبدالله است. پدر گرامی آن حضرت، امام محمد باقر علیه السّلام و مادر ارجمندشان ام فروه است. شهادت آن حضرت در 25 شوال سال 148 هجری قمری، در 65 سالگی، به دستور منصور دوانیقی، خلیفه ستمگر عباسی، به وسیله سمی که به آن بزرگوار خوراندند، در شهر مدینه اتفاق افتاد و محل دفنشان نیز در قبرستان بقیع است.
حضرت صادق علیه السّلام تا سن 12 سالگى معاصر جد گراميش حضرت سجاد علیه السّلام بوده و پس از ایشان مدت 19 سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر علیه السّلام زندگى كرده اند. به اين ترتيب 31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود كه هر يك از آنان حجت خدا بودند گذرانيدند.
پس از شهادت پدر بزرگوارشان 34 سال نيز دورۀ امامت ایشان بود كه در اين مدت موجب بازسازى و زنده نگهداشتن شريعت مقدس اسلام گرديدند.
زندگى پر بار امام جعفر صادق علیه السّلام مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنى اميه (هشام بن عبدالملك، وليد بن يزيد، يزيد بن وليد، ابراهيم بن وليد و مروان حمار) كه هر يك به نحوى موجب تألم و تأثر امام معصوم مىشدند و نیز دو نفر از خلفاى عباسى (سفّاح و منصور) نيز در زمان امام علیه السّلام مسند خلافت را تصاحب كرده و نشان دادند كه در بيداد و ستم بر امويان پيشى گرفته اند؛ چنانكه امام صادق سلام الله علیه در 10 سال آخر عمر شريفشان در ناامنى و ناراحتى بسیار زیادی به سر بردند.
امام جعفر صادق علیه السّلام تلاش و کوشش خود را با مساعی علمی آغاز و حوزۀ فکری و ثمربخش خویش را که بزرگان فقها و متفکران از ثمرات آن بودند، در صفوف امت، افتتاح کردند و با تربیت شاگردانی دانشمند، ذخیرۀ علمی بزرگی برای امت برجای گذاشتند. بعضی از شاگردان نامی آن بزرگوار عبارتند از: هشام بن حکم، مؤمن طاق، محمد بن مسلم، زرارة بن اعین و... که هر یک چهره های درخشانی از تربیت شدگان مکتب آن حضرتند. حرکت علمی امام آنچنان گسترش یافت که سراسر مناطق اسلامی را دربرگرفت و مردم از علم ایشان سخنها میگفتند و شهرتشان در همۀ شهرها و دیارها پیچیده بود.
جاحظ می گوید: «امام صادق علیه السّلام چشمه های دانش و حکمت را در روی زمین شکافت و برای مردم درهایی از دانش گشود که پیش از او معهود نبود و جهان از دانش وی سرشار گردید.» هدف امام صادق علیه السّلام از گسترش برنامۀ فرهنگی، چارۀ جهل امت و تقویت عقیده به مکتب اسلام و نیز ایستادگی در برابر امواج کفرآمیز و شبهه های گمراه کننده و حل مشکلات ناشی از انحراف حکومت بود.
تلاش آن حضرت از طرفی مقابله با امواج ناشناخته و فاسد اوضاع سیاسی عهد امویان و عباسیان بود که انحرافات عقیدتی آن، بیشتر معلول ترجمۀ کتابهای یونانی و فارسی و هندی و پدید آمدن گروههای خطرناک از جمله غلات و زندیقان و جاعلان حدیث و اهل رأی و متصوفه بود که زمینه های مساعد رشد انحراف را به وجود آورده بودند. امام علیه السّلام در برابر تمامی آنها ایستادگی کردند و با مناظره و مباحثه و احتجاج، خطر افکارشان را برای امت اسلام افشا و از طرف دیگر، با تلاشهای خستگی ناپذیر، مفاهیم عقیدتی و احکام شریعت را منتشر ساختند که این امر به آگاهی علمی عمومی و ایجاد توده های عظیم دانشمندان برای آموزش مسلمانان انجامید.
امام صادق علیه السّلام مسجد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را در مدینه محل تدریس خویش قرار دادند تا مردمی که دسته دسته از دور و نزدیک با سؤالات فراوان به شوق دیدار امام میشتافتند را اجابت نمایند. البته خانۀ امام نیز همواره محل رجوع و پناهی برای مردم بود.
امام صادق علیه السّلام به پیروان خود میفرمودند که به حاکم منحرف پناه نبرند و از داد و ستد و همکاری با او خودداری کنند ولی از طرفی هم سفارش میکردند که شیعیان تقیه را نیز رعایت نمایند.
آتش کشیدن خانه و به ماتم نشستن عالم
مفضّل بن عمر می گوید: منصور دوانیقی برای حسن بن زید که از طرف وی فرماندار مکه و مدینه بود، پیغام داد که: خانه جعفر بن محمد (امام صادق علیه السّلام) را بسوزان. او نیز این دستور را اجرا کرد و خانه امام صادق علیه السّلام را سوزانید به طوری که آتش تا راهروی خانه سرایت کرد. امام صادق علیه السّلام بیرون آمدند در حالی که در ميان آتش گام برداشته راه میرفت و میفرمود: «من فرزند اعراق الثری (لقب حضرت اسماعیل) هستم؛ من فرزند ابراهیم خلیل خدایم» [1]
سرانجام منصور ملعون نتوانست عظمت امام را تحمل نماید و طرح قتل ایشان را از طریق مسموم کردن تهیه نمود. منصور توسط والی خود در مدینه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند و بعد با فریب و حیله خود را به گریه و زاری زد. خدایش لعنت کناد!
--------------------------------------------------------------
[1] کافی، ج 1، ص 473
در نوشتن این مطلب از http://www.leader.ir/langs/vijename/11/index2.php و http://www.sibtayn.com (به نقل از جهان نیوز) استفاده شده است؛ لذا در نقل مباحث تاریخی بنا بر صحت منابع گذاشتیم.
نوشته شده توسط گروه ویژه نامه در روز شنبه 1392/6/2 ساعت 14:44
من این مطلب را پسندیدم
|