به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• حرف میخ دری

موضوع: امیر المومنین علیه السلام

کلمات کليدي: شهادت امیرالمومنین، شهادت حضرت زهرا، شهادت امام علی

 

نمک و شیر را به دستش داد

با هزار و یک آرزو دختر

گفت ای دخترم کجا دیدی

دو غذا روی سفرهء حیدر

دخترش دست را جلو آورد

تا نمک را زسفره بر دارد

تا که در هم نگاهشان گره خورد

دید بابا دوچشم تر دارد

 

گفت بابا که دخترم امشب

زخمهای دلم عمیق تر است

از روی سفره شیر را بردار

که علی با نمک رفیق تر است

 

بعد افطار با دو دیده‌ی خیس

گرچه با دخترش تبسم کرد

حال بابا عجیب بود عجیب

دخترش دست و پای خود گم کرد

 

دید هر لحظه بی قرارتر است

آن ابرمرد بی نظیر و شجاع

خیره می شد به آسمان , می خواند

زیر لب آیه های استرجاع

 

شب به نیمه رسیده و دیگر

موقع رفتن امیر شده

کودکان گرسنه منتظرند

حرکت کن علی که دیر شده

 

پس عبا را به دوش خود انداخت

کیسه را پر ز نان وخرما کرد

مثل هرشب پس از " به نام خدا"

یک توسل به نام زهرا کرد

 

در دلش مجلسی ز روضه به پا

باز با قصه‌ی جوانش شد

فقط انگار روضه خوان کم داشت

درب و دیوار روضه خوانش شد

 

سمت مقصد , علی که حرکت کرد

ناگهان چشم اوبه در افتاد

در برایش چه روضه ای می خواند

یاد گیسوی شعله ور افتاد

 

شعله‌ها را کمی خنک‌تر کرد

اشک چشمان حیدر کرار

در هیاهوی روضه های در

نمکی هم به روضه زد دیوار

 

بعد مرغابیان داخل صحن

میخ در سد راه مولا شد

حرف میخ دری وسط آمد

در دل بوتراب غوغا شد

 

قلب حیدر رها شد از کوفه

رفت سمت مدینه‌ی زهرا

تیزی میخ یکطرف؛ وای از

داغی میخ و سینه‌ی زهرا

 

مرتضی ناگهان به خود آمد

میخ را از عبای  خود وا کرد

پای خود را درون کوچه گذاشت

یاد کوچه دوباره غوغا کرد

 

روضه را کوچه سخت تر می‌خواند

یاد نامردمان بی انصاف

یاد چشم نبسته‌ی حیدر

یاد سیلی , طناب , فحش , غلاف

 

بعد از آن بین کوچه‌ی تاریک

در دلش شور و همهمه افتاد

در سکوت شبی پر از غصه

یاد تشییع فاطمه افتاد

 

قلبش از بی وفایی محض

تک تک مردمان کوچه گرفت

بی وفایی هوای خواندن کرد

روضه را از دهان کوچه گرفت

 

کیسه کم کم سبک شد و مولا

سهم خرمای کودکان را داد

داشت کم کم دم اذان می‌شد

کاخرین قرص‌های نان را داد

 

آسمان و زمین همه محو

قدرت گام استوار علیست

سمت مسجد روانه شد حیدر

ابن ملجم در انتظار علیست

 

رکعتی با خدای خود دل داد

بعد افتاد روی سجاده

بین محراب غرق خون خود

فاتح خیبر است افتاده

 

بی رمق گفت وای اگر بیند

غرق خون پیکر مرا زینب

کاش می شد سرم شود بسته

تا نبیند سر مرا زینب

 

روضه این‌جا رسید و دل‌خون‌ها

دل به دریای رستخیز زدند

روضه خوانهای شعر نوزدهم

همه به کربلا گریز زدند

 

یا علی زینب تو تاب نداشت

که شکسته سر تو را بیند

لیک خواهد رسید آن روزی

که سری را به نیزه‌ها بیند

 

 

 

مهدی مقیمی

 

 

نوشته شده توسط گروه شعر و متن ادبی در روز جمعه 1401/2/2 ساعت 18:17

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 0 از 0 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

اعجاز علی

خدایا چه کنم؟

شیر حق

صدا آری صدا

آه از آن شب آخر

رنگ رنگ

هرس

طبل

سرخ و سیاه

ناگوار

شب همان شب

مهر رسولانه

سکوت عین سکوت است

چشم وا کن...

حیدر امیرالمؤمنین

اوصاف علی

یتیمان علی

علی ولی الله

رطب نخل نجف مست و زمین گیرم کرد

اوصاف علی

رستگاری

بهانه خلقت

انفاق علی

صراط المستقیم

و خدا خواست تا در آن برهوت...

ای دل اگر عاشقی عشق خدا حیدر است

بیا به گریه خوانیم

تضمین شعر شهریار

شعر جاودانه فؤاد کرمانی

شعری زیبا از شهریار

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

گفتم علی...(در احوالات روز غدیر)

پشیمانی سلمان!(در احوالات جنگ خندق)

ای ابر رحمت بر تن پاییز ما

مقصود تویی....

در مسیر علی آب گل شده است...

دریاست علی (ع) و ساحل محمد (ص) است

ای اهل حرم باز حرم محترم آمد

حیدر امیر المومنین

شعر آیت الله وحید خراسانی در مورد امیر المومنین

آنکه بر دوش رسول مدنی پای نهاد...

سالی یک بار اجازه بده لیلات کنم

ابوتراب

غوغا در غدیر

ابوتراب

علی توحید اهل آسمان است

مولای ما نمونه دیگر نداشته است

دل که عاشق شود شرر دارد

شبی در محفلی ذکر علی بود

از ذکر علی مددگرفتیم...

شعر آغاسی در مورد امیر المومنین

پاک سرشتم که سرشتم علی است مرغ بهشتم که بهشتم علی است

قامت گردون ز عزایت خم است...

ها علی بشر کیف بشر ربه فیه تجلی و ظهر

فقط حیدر امیر المومنین است

علی به باغ فدک بیل زارعان بر دوش(نازل شدن دنیا به صورت دختری بر امیر المومنین)

علی ای همای رحمت

علی امام عاشقاست

عشق آمد و مدحت علی گفت...

عشق با نام علی آغاز شد...

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد...

هر دلی که دچار لیلا بود...

اگر تو را نداشتم بدان خدا نداشتم

کعبه امشب سینه چاک مرتضی گردیده است

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

14 شوال

مرگ عبدالملک بن مروان

در سال 86 هجری قمری مرگ عبدالملک بن مروان سفاک بخیل، در دمشق به هلاکت رسید، این در حالی بود که 21 سال و 6 ماه خلافت را غصب کرده بود. او پیش از سلطنت پیوسته ملازمت مسجد را داشت و تلاوت قرآن می نمود و او را حمامة المسجد می گفتند! وقتی خبر سلطنت به او رسید قرآن را برهم نهاد و گفت : «سلام علیک هذا فراق بینی و بینک» : «خداحافظ، این آغاز جدایی بین من و توست»!!

 

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 68857400

. تعداد كل بازديدكنندگان: 62673454

. بازديدهاي امروز: 6509

. بازديدهاي دیروز: 12815

. كاربران آنلاين:

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 85

. کارهای کاربران: 185

. مقالات: 2014

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و تمامی حقوق برای مؤسسه ارمغان نگاه ژرف محفوظ می باشد. فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: