به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• شام و اسارت آزاده

موضوع: اسارت اهل بیت علیهم السلام

کلمات کليدي: اسارت، اهل بیت، شام

در روز جمعه ای در شام نماز جمعه است.ناچار خود یزید باید شرکت کند،و شاید امامت نماز را هم خود او به عهده داشت،این را الآن یقین ندارم.(در نماز جمعه خطیب باید اول دو خطابه که بسیار مفید و ارزنده است بخواند،بعد نماز شروع می شود.اصلا این دو خطابه به جای دو رکعتی است که از نماز ظهر در روز جمعه اسقاط و نماز جمعه تبدیل به دو رکعت می شود.)اول آن خطیبی که به اصطلاح دستوری بود،رفت و هر چه قبلا به او گفته بودند گفت،تجلیل فراوان از یزید و معاویه کرد،هر صفت خوبی در دنیا بود برای اینها ذکر کرد و بعد شروع کرد به سب کردن و دشنام دادن علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام به عنوان اینکه اینها-العیاذ بالله-از دین خدا خارج شدند،چنین کردند،چنان کردند.زین العابدین علیه السلام از پای منبر نهیب زد:«ایها الخطیب!اشتریت مرضاة المخلوق بسخط الخالق »تو برای رضای یک مخلوق،سخط پروردگار را برای خودت خریدی.بعد خطاب کرد به یزید که آیا به من اجازه می دهی از این چوبها بالا بروم؟(نفرمود منبر. خیلی عجیب است!به قدری اهل بیت پیغمبر مراقب و مواظب این چیزها بودند!مثلا در مجلس یزید،نمی گوید:یا امیر المؤمنین!یا ایها الخلیفة!یا حتی به کنیه هم نمی گوید: یا ابا خالد!می گوید:یا یزید!هم زین العابدین علیه السلام و هم زینب سلام الله علیها.در اینجا هم نفرمود که اجازه می دهی من بروم روی این منبر؟یعنی این که منبر نیست،این چوبهای سه پله ای که در اینجا هست که چنین خطیبی می رود بالای آن و چنین سخنانی می گوید،ما این را منبر نمی دانیم.این چهار تا چوب است.)اجازه می دهی من بروم بالای این چوبها دو کلمه حرف بزنم؟یزید اجازه نداد.آنهایی که اطراف بودند،از باب اینکه علی بن حسین علیه السلام،حجازی است،اهل حجاز است و سخن مردم حجاز شیرین و لطیف است،برای اینکه به اصطلاح سخنرانی اش را ببینند،گفتند:اجازه بدهید،مانعی ندارد.ولی یزید امتناع کرد.پسرش آمد و به او گفت:پدر جان!اجازه بدهید،ما می خواهیم ببینیم این جوان حجازی چگونه سخنرانی می کند.گفت:من از اینها می ترسم.اینقدر فشار آوردند تا مجبور شد،یعنی دید دیگر بیش از این،اظهار عجز و ترس است،اجازه داد.

ببینید این زین العابدین علیه السلام که در آن وقت از یک طرف بیمار بود(منتها بعدها دیگر بیماری نداشت،با ائمه دیگر فرق نمی کرد)و از طرف دیگر اسیر،و به قول معروف اهل منبر چهل منزل با آن غل و زنجیر تا شام آمده بود،وقتی بالای منبر رفت چه کرد!چه ولوله ای ایجاد کرد!یزید دست و پایش را گم کرد.گفت الآن مردم می ریزند و مرا می کشند.دست به حیله ای زد.ظهر بود،یکدفعه به مؤذن گفت:اذان!وقت نماز دیر می شود.صدای مؤذن بلند شد. زین العابدین علیه السلام خاموش شد.مؤذن گفت:«الله اکبر،الله اکبر»،امام حکایت کرد:«الله اکبر،الله اکبر».مؤذن گفت:«اشهد ان لا اله الا الله،اشهد ان لا اله الا الله »،باز امام حکایت کرد،تا رسید به شهادت به رسالت پیغمبر اکرم.تا به اینجا رسید، زین العابدین علیه السلام فریاد زد:مؤذن!سکوت کن.رو کرد به یزید و فرمود:یزید! این که اینجا اسمش برده می شود و گواهی به رسالت او می دهید کیست؟ایها الناس! ما را که به اسارت آورده اید کیستیم؟پدر مرا شهید کردید که بود؟و این کیست که شما به رسالت او شهادت می دهید؟تا آن وقت اصلا مردم درست آگاه نبودند که چه کرده اند.

آنوقت شما می شنوید که یزید بعدها اهل بیت پیغمبر را از آن خرابه بیرون آورد و بعد دستور داد که آنها را با احترام ببرند.نعمان بن بشیر را که آدم نرمتر و ملایمتری بود،ملازم قرار داد و گفت:حداکثر مهربانی را با اینها از شام تا مدینه بکن.این برای چه بود؟آیا یزید نجیب شده بود؟روحیه یزید فرق کرد؟ابدا.دنیا و محیط یزید عوض شد.شما می شنوید که یزید،بعد دیگر پسر زیاد را لعنت می کرد و می گفت: تمام،گناه او بود.اصلا منکر شد و گفت من چنین دستوری ندادم،ابن زیاد از پیش خود چنین کاری کرد.چرا؟چون زین العابدین علیه السلام و زینب سلام الله علیها اوضاع و احوال را برگرداندند.

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

 

 

 

نوشته شده توسط ویژه نامه در روز پنجشنبه 1391/9/9 ساعت 24:14

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 0 از 0 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

8 ربیع الاول

شهادت امام عسکری علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 هجری قمری در سن 28 سالگی به دست معتمد عباسی به شهادت رسیدند. معتمد به عباسیین سفارش می‌کرد که بر آن حضرت تنگ بگیرند. صدوق رحمة الله می‌فرماید : معتمد چندین مرتبه امام عسکری علیه السلام را حبس کرد.

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 70920450

. تعداد كل بازديدكنندگان: 64632779

. بازديدهاي امروز: 9284

. بازديدهاي دیروز: 10455

. كاربران آنلاين:

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 85

. کارهای کاربران: 185

. مقالات: 2015

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و تمامی حقوق برای مؤسسه ارمغان نگاه ژرف محفوظ می باشد. فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: