به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• زنان راوی شهادت امیرالمومنین

موضوع: شهادت امیرالمومنین علیه السلام + شب قدر

کلمات کليدي: امام علی، امیرالمومنین، راوی، زنان، شهادت

بررسی کتاب های رجالی یی که معرف اصحاب و راویان پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله و امامان معصوم علیهم السّلام هستند، نشان می دهد که تعداد زنان ناقل حدیث این بزرگواران، در کنار مردان راوی حدیث ایشان، بسیار کم است. از این گزارش ها می توان برداشت کرد که آیا اصولا زنها در میدان نقل حدیث، نقش کمرنگی داشته اند و یا برعکس، در انتقال گفتار،رفتار و یا تقریر (1) این بزرگواران، فعال بوده و در این زمینه نیز نقش خویش را به خوبی ایفا کرده اند. لیکن باید گفت که همانند بسیاری از موضوعات دیگر مربوط به زنان، در این موردنیز با آنان با سهل انگاری و کم اعتنایی برخورد شده است.


شیعه در طول تاریخ، مظلوم بوده و بسا که نویسندگان و قلم به دستان، در محو آثار و مفاخر شیعه، همت گمارده اند. با وجوداین، با بررسی کتابهای تاریخی و حدیثی و رجالی، می بینیم که نه تنها زنان در عرصه نقل حدیث حضور داشته اند; بلکه درمواردی چند، عناصر بسیار مفید و موثری بوده اند و با بیان حقیقت، به دفاع از حق اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله پرداخته و در زمینه نقل احادیث اعتقادی، تربیتی، حکمی و سیاسی، نقش بسیار موثری داشته اند.


در این مقاله، شرح حال و روایات نقل شده زنان راوی امام علی بن ابی طالب علیه السّلام، مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته تا گوشه ای ازنقش زن در عرصه نقل حدیث، روشن گردد. نام برخی از این بانوان از سندهای احادیث به دست آمده و نام عده ای دیگر، از لا به لای تواریخ و گفتاری که در بارگاه های ظلم داشته اند و به رغم وجود خفقان ها و دشمنی ها حقایقی را آشکار ساخته اند.


با پژوهش در (رجال) شیخ طوسی که متقدم ترین کتاب برای شناخت اصحاب معصومان علیهم السّلام است، در می یابیم که شیخ، 445 مرد راوی وسه زن راوی حدیث آن حضرت را معرفی می کند. (2) لیکن با بررسی احادیث، به نام 21 تن از زنان راوی امام علی علیه السّلام دست یافتیم که عبارت اند از:


1) اروی بنت حارث،2) اسماء بنت عمیس،3) ام اسلم،4) ام الحسن النخعیه،5) ام حکیم الخولیه،6) ام الخیر البارقیه،7) ام سلمه (هند)،8) ام عبدالله بن جعفر،9) ام کلثوم بنت علی ،10) ام موسی،11) ام الهیثم،12) امامه بنت ابی العاص (زوجه امیرالمومنین) ،13) جاریه خماسیه،14) حبابه الوالبیه،15) دارمیه الحجونیه،16) زینب بنت علی علیه السّلام،17) سوده بنت عماره،18) عمره بنت نفیل،19) فاطمه بنت علی،20) لیلی الغفاریه،21) نضره الازدیة.


شرح حال، فضائل، ایمان، سخنان و فعالیت های این بزرگ زنان تاریخ، نشان می دهد که هر یک از ایشان، نقطه عطفی در ایفای نقش زن در اسلام بوده اند. این راویان، زمانی گفتار، رفتار،کردار و فضائل علی علیه السّلام را متذکر می شدند که جامعه اسلامی دچار اختناق، جعل و تزویر حدیث و سب امیرالمومنین علی علیه السّلام بود. بنابراین، نقش نقل های ایشان در مقابله با شرایط آن زمان،بسیار آشکار و غیر قابل انکار است.


در میان راویان علی علیه السّلام کسانی چون اروی دخترحارث، ام الخیر بارقیه، دارمیه حجونیه و سوده دختر عماره رامشاهده می کنیم که عدالت، جوانمردی، پیروی از حق، محبت و ولای علی علیه السّلام چنان در ایمان قوی ایشان ریشه دوانیده بود که در دربارمعاویه بن ابی سفیان با شهامت، کلام حق را ادا کرده، به بیان خصائص و رفتار و کردار امیرالمومنین علی علیه السّلام پرداختند، تا جایی که معاویه و درباریان او را به تعجب واداشتند و نشان دادند که باکی از کشته شدن به دست فردی چون معاویه ندارند.


اروی، دختر حارث بن عبدالمطلب (م 50ق)، صحابی پیامبر اکرمصلی الله و علیه وآله و ازبانوان فصیح و بلیغ بود. وی در برابر معاویه، ناحق بودن خلافت او و اسلام نیاوردن او را [تا فتح مکه ]به رخش کشید و ازامانتداری علی علیه السّلام و عمل آن حضرت به احکام و اوامر الهی سخن گفت و عمرو عاص و مروان را مفتضح ساخت و شعری در فضائل امیرالمومنین علی علیه السّلام سرود و صفات آن حضرت را بر شمرد. (3)


ام الخیر، دختر حریش بن سراقه بارقیه، از تابعیان پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله و از اصحاب علی علیه السّلام بود که در بارگاه معاویه، لغزشها و گمراهی های او را به یادش آورد و گفت: (علی علیه السّلام طبق سنت راستین پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله عمل می کند و برای کسب لذتها از راه راست منحرف نمی شود. اوست دو شقه کننده بدنها [ی کافران ]و شکننده بتها. آنگاه که نماز گزارد، مردم مشرک بودند. پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله را اطاعت کرد; در حالی که دیگران از او روی گرداندند). سپس شجاعتها وشهامتهای علی علیه السّلام در بدر، احد، خیبر و هوازن را یادآور شد، تاجایی که معاویه گفت: (به خدا قسم، اگر تو را بکشم، بر من گناهی نیست). ام الخیر گفت: به خدا سوگند که بدم نمی آید به دست مردی شقی چون تو، کشته شوم.


ام الخیر در جنگ صفین شرکت کرد و در حالی که تازیانه ای در دست داشت و مانند شیر نعره می کشید و جنگاوران را به جنگ ترغیب می کرد، می گفت: ای مردم! بترسید از ساعت قیامت که امری است عظیم. به درستی که خداوند، حق را برای شما واضح گردانیده ودلیل و برهان را آشکار کرده و راه را روشن نموده و علم رابلند گردانیده و شما را در کوری و تاریکی نگذاشته است. خداشما را رحمت کند، به جا می خواهید بروید؟ از امیرالمومنین علی علیه السّلام فرار می کنید یا از جنگ؟ از اسلام روی گردانیده اید یا از حق برگشته اید؟


این بانوی با شهامت، در مکتب علی علیه السّلام آموخته بود که باید از حق دفاع کند و از چیزی نهراسد.

دارمیه حجونیه، زنی سیه چهره، اما سپید سیرت، با فضیلت و فصیح از قبیله بنی کنانه و از طرفداران و اصحاب علی علیه السّلام بود. او درزمان خلافت معاویه زنده بود و در حجون مکه زندگی می کرد. (4) اوخطاب به معاویه، علی علیه السّلام را چنین توصیف می کند:


فانی احببت علیا علی عدله فی الرعیه و قسمه بالسویه و والیت علیا علی ما عقد له رسول الله من الولایه و حبه المساکین واعظامه لاهل الدین.... (5)


علی علیه السّلام را دوست دارم، به سبب عدلش نسبت به رعیت و اینکه بیت المال را مساوی قسمت می کرد. تو را دشمن می دارم; زیرا با علی علیه السّلام جنگیدی در امری که او از تو برتر بود و چیزی را طلب کردی که حقی در آن نداشتی. علی علیه السّلام را دوست دارم، چون پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله او را ولایت بخشید و دوستدار مستمندان بود و اهل علم رابزرگ می شمرد....


دیگر از زنان با صراحت لهجه و راستگو و صادق در ایمان به ولایت،سوده، دختر عماره بن اشتر همدانی است که بانویی شجاع و درگفتار، فصیح و بلیغ بود و از شیعیان علی علیه السّلام به شمار می رفت وبا کلام و شعر خویش، جهاد می کرد. او در برابر معاویه، حق کلام را ادا کرد و پایداری خویش را به ولایت امیرالمومنین علی علیه السّلام اثبات نمود. فضائل این زن از ملاقاتش با معاویه که (ابن طیفور و ابن عبد ربه در کتابشان نقل کرده اند و) در ضمن آن، رفتار و کردار علی علیه السّلام را می ستاید، آشکار است. (6)


از دیگر زنان صحابی امام علی علیه السّلام از ام اسلم و حبابه والبیه می توان یاد کرد که به (صاحبه الحصاه) (یعنی دارنده سنگریزه) ملقب شدند. این دو از تصدیق کنندگان امر ولایت و آگاهان سر امامت بودند و سرگذشت آنها و داستان مراجعه شان به امیرالمومنین علی علیه السّلام و سوال درباره امر امامت و سخنانشان در تایید آن حضرت، در کتب حدیث نقل شده است. (7)


جاریه خماسیه، دختر پنج ساله ای که در زمان خلافت امیرالمومنین علی علیه السّلام می زیست و پدرش در جنگ صفین در رکاب آن حضرت شهید شد، یکی از اصحاب و راویان علی علیه السّلام به شمار می آید. این دختر با عبدالواحد بن زید در کنار کعبه ملاقات کرد و به ذکرخصائل و فضائل علی علیه السّلام پرداخت. ارادت و معرفت این دختر خردسال،بیان کننده علم و آگاهی اش نسبت به مقام امامت و ارادتش به مولای متقیان علی علیه السّلام است. او در این باره می گوید:


ذلک والله علم الاعلام و باب الاحکام و قسیم الجنه والنار و ربانی هذه الامه و راس الائمه، اخو النبی و وصیه و خلیفته فی امته،ذلک مولای امیرالمومنین علی علیه السّلام.... (8)


به خدا قسم، او راهنمای راهنمایان، باب احکام و تقسیم کننده بهشت و جهنم، تربیت کننده این امت و اولین  امامان علیهم السّلام و برادر وجانشین و وصی پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله در میان امتش است. اوست مولای من، امیرالمومنین علی علیه السّلام.


عبدالواحد می گوید به جاریه گفتم: (علی علیه السّلام را چگونه چنین توصیف می کنی؟). گفت: به خدا قسم، پدرم غلام او بود و در پیش او درجنگ صفین کشته شد. روزی علی علیه السّلام به دیدن ما آمد. مادرم بیمار ودر بستر بود. چشمان من و برادرم از آبله کور شده بود. هنگامی که ما را دید، آه دردناکی کشید و ما را نزد خود خواند. دست مبارکش را بر روی چشمان ما کشید و دعا کرد و دستش را برداشت. به خدا قسم، اکنون من از فرسنگها فاصله، شتر را می بینم. (9)


لیلی غفاری، ازاصحاب پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله و مجاهدی جنگجو بود که همراه رسول خدا صلی الله و علیه و آله برای مداوای مجروحان و مراقبت از بیماران، درجنگها شرکت می کرد. او در جنگ جمل نیز همراه علی علیه السّلام شرکت داشت و نزد عایشه رفت و گفت: (آیا از رسول خدا صلی الله و علیه و آله درباره فضیلت علی علیه السّلام چیزی شنیده ای؟). سپس او را وادار کرد که فضائل علی علیه السّلام را به یاد آورد. لیلی می گوید: در خانه عایشه بر رسول خدا صلی الله و علیه و آله وارد شدم و علی علیه السّلام بیرون خانه بود. شنیدم که پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به عایشه فرمود: (ان هذا علی علیه السّلام احب الرجال الی و اکرمهم (10) و نیزفرمود: (هذا علی علیه السّلام، اول الناس ایمانا). (11)


اسماء بنت عمیس (م 40ق) و ام سلمه (م 62ق)، از بزرگ راویان علی علیه السّلام هستند که در صداقت و وثاقت، ایمان و عبادت، وفاداری شان به اهل بیت علیهم السّلام و اظهار ارادت نسبت به آنها، نمونه های بسیار بارزی بودند. نویسندگان کتابهای رجال و جرح و تعدیل وشرح حال، در وثاقت و صداقت و لیاقت این دو بانوی بزرگوار،تردیدی روا نداشته اند. گفتار ایشان در حق علی علیه السّلام معروف است. این دو، هنگامی که فتنه ها ظاهر گشت و جعل و تزویر فزونی گرفت،از بهترین مدافعان حق آن امام و اهل بیت علیهم السّلام بودند. اسماء بنت عمیس (خواهر میمونه، همسر رسول خدا صلی الله و علیه و آله)، همسر جعفرطیار، از زنان بزرگوار روزگار خویش و از اولین گروندگان به اسلام بود که همراه همسرش جعفر، برای پیشبرد اسلام به حبشه مهاجرت کرد و در سال فتح خیبر به مدینه آمد. او پس از شهادت جعفر، در سال هشتم هجری با ابوبکر ازدواج کرد.


اسما، این صحابی جلیل القدر و راوی موثق رسول خدا صلی الله و علیه و آله، مادرمحمد بن ابی بکر است که درباره او گفته اند: نجابت محمد بن ابی بکر از جانب مادرش بود. (12)


پس از مرگ ابوبکر، حضرت علی علیه السّلام با اسما ازدواج کرد. خانه داری او و رسیدگی اش به حضرت زهرا(س) خصوصا در ایام بیماری آن حضرت و حضور در مراسم غسل و تدفین ایشان، معروف است. (13)
اسما از شهود فدک و از تکذیب کنندگان این حدیث جعلی بود که: (نحن معاشر الانبیاء لانورث. ما ترکناه صدقه; (14) ما پیامبران،چیزی به ارث نمی گذاریم. آنچه ما به جای می گذاریم، صدقه است). لیکن ابوبکر، شهادتش را نپذیرفت. رسول خدا صلی الله و علیه و آله بارها اوو خواهرانش را اهل بهشت خوانده بود. (15)

اسما از راویان معروف حدیث (رد الشمس) برای علی علیه السّلام در زمان پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله است که در آن آمده:


بینما رسول الله نائم ذات یوم و راسه فی حجر علی علیه السّلام ففاتته العصر حتی غابت الشمس فقال: (اللهم ان علیا کان فی طاعتک وطاعه رسولک فاردد علیه الشمس)، فرایتها والله غربت ثم طلعت بعد ما غربت و لم یبق جبل ولا ارض الا طلعت علیه حتی قام علی علیه السّلام فتوضا وصلی ثم غربت. (16)


طبرانی به سند خود از اسماء بنت عمیس نقل می کند که گفت:


قال رسول الله (ص) لعلی: انت منی بمنزله هارون من موسی، غیرانه لانبی بعدی. (17)


اسما از راویان حدیث غدیر است. او گرد آمدن جمعی را پس ازواقعه حجه الوداع در منزل ابوبکر و اجماع آنها را بر رایی مخالف اعلان رسول خدا صلی الله و علیه و آله گزارش کرده و حذیفه از او نقل کرده است. (18)


قریب سی تن از بزرگان حدیث شیعه و سنی از اسما روایت نقل کرده و او را توثیق نموده اند که از جمله آنها علی بن الحسین علیه السّلام فاطمه بنت الحسین علیه السّلام، ابو زید مدنی، ابوموسی اشعری، سعید بن مسیب، عامر شعبی، عطاء بن ابی رباح، عمر بن خطاب و عون بن جعفر هستند. (19)


هند، دختر ابوامیه قریشی مخزومی، معروف به ام سلمه، یکی ازهمسران رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود که در سال 62 (در دوران یزید بن معاویه) دنیا را وداع گفت. وی آخرین کس از (ام المومنین) بودکه دنیا را وداع گفت. این بانوی بزرگوار، از اولین گروندگان به اسلام و از اولین زنان مهاجر و همسری مهربان و با وفا برای همسر اولش (ابوسلمه) و سپس برای رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود. (20)


پس از رحلت فاطمه بنت اسد، رسول خدا صلی الله و علیه و آله سرپرستی فاطمه سلام الله علیه را به ام سلمه سپرد و او نیز در جان نثاری برای زهرا سلام الله علیه کوتاهی نکردو همواره می گفت: (همه گمان می کنند که من فاطمه سلام الله علیه را ادب می کنم; در حالی که او به من می آموزد و معلم من است).


به سبب شهادتی که ام سلمه درباره فدک داد، ابوبکر و عمر، خرجی او را به مدت یک سال قطع کردند. (21) امام صادق علیه السّلام فرمود: پس از خدیجه سلام الله علیه، ام سلمه با فضیلت ترین همسران رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود. (22)


ام سلمه، محل سر امامت و امانتدار سلاح و ودایع ولایت بود و به سبب ایمان و وثاقت و لیاقتش محرم اسرار و حافظ امانات اهل بیت بود. این امانات، مشتمل بر علم نیز بود که ام سلمه آن را از رسول خدا صلی الله و علیه و آله تحویل گرفت و به امام و جانشین آن حضرت سپرد و پس از آن نیز تا زمان امام سجاد علیه السلام همچنان واسطه حفظ این امانت بود. (23)


ام سلمه چنان به پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله نزدیک بود که آن حضرت او را ازاخباری از آینده، همچون شهادت امام حسین علیه السّلام با خبر فرموده بود. این بانوی گرامی در غزوه خیبر، فتح مکه، حصاره الطائف،غزوه هوازن و ثقیف و بالاخره در حجه الوداع، همراه رسول خدا صلی الله و علیه و آله بود. صاحبان کتب رجال، او را از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله بر شمرده اندو شرح حال نویسان در تمجید او قلم زده اند. (24) وی از راویان علی علیه السّلام نیز به شمار می رود و بیش از 35 نفر صحابی و تابعی رسول خدا صلی الله و علیه و آله از او روایت کرده اند. (25)


ام سلمه از راویان موثق آیه تطهیر و حدیث کساست که درباره اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله که علی علیه السّلام نیز در زمره ایشان است، نازل شده است. او می گوید: آیه تطهیر در خانه من نازل شد. من در کنار درنشسته بودم و گفتم: (ای رسول خدا! آیا من از اهل بیت شمانیستم؟). فرمود: تو بر مسیر خیری. (26)


فضائل این بانوی گرامی بسیار است. او را حافظ حدیث شریف و فقیه در امور دین و شریعت دانسته اند و از فقهای اصحاب به شمار می رود که مرجع بسیاری از سوالات فقهی بود.طبرانی، قریب 520 حدیث از راویان مختلف از ام سلمه نقل کرده است. (27) مجلسی نیز احادیث فراوانی از او نقل کرده (28) که یکی از آن جمله را می آوریم.


ام سلمه می گوید: از محضر رسول خدا صلی الله و علیه و آله اجازه ورود گرفتم. فرمود: (داخل شو، ام سلمه). داخل شدم و دیدم که علی علیه السّلام پیش پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله است و به آن حضرت می گوید: (پدر و مادرم فدایت، ای رسول خدا صلی الله و علیه و آله!). سپس جبریل(ع) نزد رسول خدا صلی الله و علیه و آله آمد و در سمت راست آن حضرت قرار گرفت و علی علیه السّلام در سمت چپ. پس از آن، پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به من فرمود:


... یا ام سلمه! اسمعی و اشهدی هذا علی علیه السّلام وزیری فی الدنیا و وزیری فی ال آخره; یا ام سلمه! اسمعی و اشهدی هذا علی علیه السّلام حامل لوائی فی الدنیا و حامل لوائی غدا فی القیامه; یا ام سلمه! اسمعی و اشهدی هذا علی علیه السّلام وصیی و خلیفتی من بعدی و قاضی عدالتی والذائد عن حوضی; یا ام سلمه! اسمعی و اشهدی هذا علی علیه السّلام سید المسلمین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین وقاتل الناکثین والقاسطین والمارقین; قلت: (یا رسول الله ! من الناکثون؟); قال: (الذین یبایعونه بالمدینه و ینکثون بالبصره); قلت: (من القاسطون؟)،قال: (معاویه واصحابه من اهل الشام); قلت: (من المارقون؟)،قال: اصحاب النهروان. (29)


ام سلمه برای بازداشتن عایشه از جنگ با امیرالمومنین علی علیه السّلام او رابسیار نصیحت کرد و به او گفت: (یا بنت ابی بکر! ما انت و الخروج علی علی علیه السّلام اخی رسوله واتفق المهاجرون والانصارعلی امامته). سپس مناقبی از آن حضرت را یاد آورد شد. عبدالله بن زبیر (خواهر زاده عایشه) نزدیک در ایستاده بود. سخنان ام سلمه را شنید و فریاد کرد: (ای ام سلمه! بغضت را نسبت به آل زبیر می دانم. تو دوستدار آنها نبوده ای و ما را هرگز دوست نداشته ای). ام سلمه گفت: (می خواهید بر خلیفه پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله خروج کنید؟ مهاجر و انصار می دانند که پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله، او را ولی امراین امت کرد). عبدالله گفت: (این را از پیامبر اکرمصلی الله و علیه وآله نشنیدم). ام سلمه گفت: (اگر نشنیده ای، خاله ات شنیده است. از او بپرس). سپس افزود: پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به علی علیه السّلام می فرمود: انت خلیفتی فی حیاتی و بعد موتی، من عصاک فقد عصانی. این طور نیست ای عایشه؟). عایشه گفت: بله، از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله شنیدم. (30)


نیز از ام سلمه روایت شده:


ان النبی کان ذات یوم فی منزله و علی علیه السّلام بین یدیه اذ جاءه جبرئیلیناجیه عن الله سبحانه، فلما تغشاه الوحی توسد فخذ امیرالمومنین علی علیه السّلام فلم یرفع راسه عنه حتی غربت الشمس فاصطبر.


علامه مجلسی، مراسم خواستگاری فاطمه سلام الله علیه را چنین نقل می کند:


قالت ام سلمه: فجلس علی علیه السّلام بین یدی رسول الله وجعل ینظر الی الارض کانه قصد الحاجه وهو یستحیی ان یبدئها فهومطرق الی الارض حیاء من رسول الله، فقالت ام سلمه: فکان النبی(ص) علم ما فی نفس علی علیه السّلام... قال علی علیه السّلام: فقلت فداک ابی و امی انک لتعلم انک اخذتنی من عمک ابی طالب ومن فاطمه بنت اسدو انا صبی لا عقل لی، فغذیتنی بغذائک وادبتنی بادبک.... (31)


نیز مجلسی از او نقل کرده:


ام سلمه و میمونه عن علی علیه السّلام، قال: راینا رسول الله ادخل رجله فی اللحاف او فی الشعار فاستسقی الحسن.... (32)


از دیگر راویان امام علی علیه السّلام، دختران آن حضرت: ام کلثوم، زینب وفاطمه هستند.


ام کلثوم، دختر امیرالمومنین علی علیه السّلام و فاطمه سلام الله علیه است. او در سال ششم هجری به دنیا آمد و در سال 54 هجری در زمان خلافت معاویه وحیات برادرانش امام حسن و امام حسین علیهما السّلام در مدینه رحلت فرمود.


صاحبان کتب انساب و سیره، او را زینب صغری، ام کلثوم، ام کلثوم کبری و رقیه نامیده اند. (33) ام کلثوم، شاهد وفات جد بزرگوارش رسول خدا صلی الله و علیه و آله و ظلمهای وارد شده بر پدر و مادر گرامی اش پس از پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله و همچنین شاهد از دست دادن مادر گرامی اش فاطمه سلام الله علیه و شهادت پدر بزرگوارش امیرالمومنین علی علیه السّلام بود و همه این مصائب را با صبر و بردباری تحمل کرد. سخنان او در برابر خلیفه دوم، بیان کننده شجاعت اوست.


ام کلثوم را در زمره اصحاب رسول خدا صلی الله و علیه و آله نیز ذکر کرده اند. (34) لیکن ابن سعد، او را جمله کسانی نام برده که از غیر رسول خدا صلی الله و علیه و آله روایت کرده اند. (35) علامه مامقانی درباره او می نویسد: زنی جلیل القدر، زیرک و بلیغ بود و من او را از ثقات می دانم. (36)


ام کلثوم از پدر بزرگوارش، امیرالمومنین علی علیه السّلام نقل می کند:


آخر عهد ابی الی اخوی ان قال: یا بنی! اذا انا مت فغسلانی ثم نشفانی بالبرده التی نشفتم بها رسول الله و فاطمه ثم حنطانی و سجیانی علی سریری ثم انظرا (انتظرا) حتی اذا ارتفع لکما مقدم السریر فاحملا موخره.... (37)

آخرین وصیت پدرم به دو برادرم، این بود که فرمود: ای فرزندانم! هنگامی که فوت کردم، مرا غسل دهید و با پارچه ای که رسول خدا صلی الله و علیه و آله و فاطمه سلام الله علیه را خشک کردید، مرا خشک کرده، سپس حنوطکنید. بعد مرا در تابوتم بخوابانید و منتظر باشید تا قسمت جلوتابوت بلند شود. آنگاه انتهای آن را بگیرید.


شیخ مفید به اسناد خود، از حسن بصری، از ام کلثوم نقل می کندکه امیرالمومنین علی علیه السّلام شبی که فردای آن به قتل رسید، بیدار بود;ولی مانند همیشه برای نماز به مسجد نرفت. دخترش ام کلثوم به اوگفت: (چه چیز شما را بیدار نگه داشته؟). فرمود: (اگر شب را به صبح برسانم، کشته خواهم شد). ابن نباح (موذن حضرت) نزد ایشان آمد و اعلان وقت نماز کرد. حضرت، چند قدمی رفت و بازگشت. ام کلثوم گفت: (امر کنید که جعده با مردم نماز بخواند). امام فرمود: (بله، به جعده بگویید با مردم نماز بخواند). بعد،اندکی درنگ کرد و فرمود: (از مرگ گریزی نیست) و به سوی مسجدروانه شد. (38)


از ام کلثوم نقل شده که چون شب نوزدهم ماه رمضان فرا رسید،برای افطار پدرم، طبقی با دو قرص نان جو و شیر و نمک آوردم. نمازش که به پایان رسید، برای افطار آماده شد. به غذایش نگاه کرد و سرش را تکان داد و به شدت و با صدای بلند گریست و فرمود: (دختر عزیزم! برای پدرت در یک طبق، دو نوع غذا آورده ای؟ می خواهی فردا (روز قیامت) نزد پروردگار، جواب دادنم طولانی شود؟ می خواهم پیرو برادر و پسر عمویم، رسول خدا صلی الله و علیه و آله باشم. دخترم! درمال حلال دنیا حساب و در حرام آن، عقاب است). سپس فرمود: (دخترم! دنیا محل فریب و خواری است. هرکه هرچه انجام دهد، سزایش را می بیند. دخترم! تا یکی از این دو طعام را برنداری،به خدا قسم، چیزی نمی خورم). چون برداشتم، به غذا نزدیک شد وقرص نانی با نمک آسیاب نشده خورد. سپس خدا را شکر کرد و ثناگفت. پس از آن به نماز ایستاد و پیوسته رکوع و سجود می کرد وبه درگاه خدا گریه و زاری می نمود. (39)


زینب کبری(س) دختر امام علی علیه السّلام و فاطمه سلام الله علیه، یکی دیگر ازراویان امیرالمومنین علی علیه السّلام است که در زمان حیات پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به دنیاآمد و به سال 61 یا 62 هجری در دوران خلافت یزید بن معاویه،رحلت فرمود. کنیه او را ام عبدالله، ام الحسن، ام کلثوم، ام المصائب، ام الرزایا و ام النوائب ذکر کرده اند. (40)


فضائل این بانوی قهرمان، چنان است که قلم از بیان آن عاجز است. نام مبارکش توسط جبرئیل بر رسول خدا صلی الله و علیه و آله عرضه شد و آن حضرت فرمود: به حاضران و غائبان وصیت می کنم که حرمت این دختر را پاس دارید; همانا وی به خدیجه کبری سلام الله علیها مانند است. (41)


در فصاحت و بلاغت این بزرگ بانوی تاریخ، سخن سنجان ادوار،اعتراف دارند که هر گاه لب به سخن می گشود، چنان بود که گویا علی علیه السّلام سخن می گفت. مرتبه عفت و عصمت و عقل و دانش آن حضرت برهمگان مشهود است. زینب سلام الله علیها در عبادت، زهد، تقوا، جود و سخا،سرآمد زنان زمان خویش بود. وی شاهد مصیبت رحلت جدش رسول خدا صلی الله و علیه و آله و رنجها و شهادت مادرش زهرا سلام الله علیها و شهادت مظلومانه پدرش امیرالمومنین علی علیه السّلام و برادرش حسن علیه السّلام و مصیبت بزرگ کربلا و چگونگی شهادت برادرش سید الشهدا علیه السّلام و برادران و پسرانش بود و نیزنظاره گر حمله دشمن به خیمه ها و اسارت آل رسول الله. زینب کبری سلام الله علیها به همراه کاروان اسرا از کربلا به کوفه و سپس به شام حرکت کرد و پیام رسان حادثه غمبار کربلا بود.


سخنان زینب کبری سلام الله علیها پس از شهادت سالار شهیدان و خطبه های او در بازارکوفه و بارگاه یزید، همگان را به حیرت واداشت و مسلمانان رااز خواب غفلت بیدار کرد. باید گفت که اگر زینب کبری سلام الله علیها نبود، واقعه کربلا به فراموشی سپرده می شد.


امام علی بن حسین علیه السّلام، جابر بن عبدالله انصاری، فاطمه بنت حسین علیه السّلام، محمد بن عمرو، عطاء بن سائب و عباد عامری، راویان حضرت زینب کبری سلام الله علیها هستند و آن حضرت از مادرش فاطمه سلام الله علیه، پدرش علی علیه السّلام، اسماء بنت عمیس و ام ایمن، روایت کرده است. (42)


ابن قولویه به سند خود از امام علی بن حسین علیه از زینب کبری سلام الله علیها روایت می کند که فرمود: هنگامی که ابن ملجم به پدرم ضربه زد واثر مرگ را در آن حضرت دیدم، به ایشان گفتم: (پدر! ام ایمن خبری به من داد که چنین و چنان است. دوست دارم آن را از شمابشنوم). آن حضرت فرمود:


یا بنیه! الحدیث کما حدثتک ام ایمن وکانی بک و بنساء اهلک سبایا بهذا البلد، اذلاء خاشعین تخافون ان یتخطفکم الناس فصبراصبرا، فوالذی فلق الحبه و برء النسمه ما لله علی ظهر الارض یومئذ ولی غیرکم و غیر محبیکم و شیعتکم و.... (43)


دخترم! مطلب، همان است که ام ایمن برایت گفت. گویا تو و زنان خاندانت را که اسیر شده اید، در این سرزمین می بینم. قسم به آنکه دانه را می شکافد و بادها را به حرکت در می آورد، در آن روز بر روی زمین، جز شما و دوستان و پیروانتان، کسی دوستدارخدا نیست.


فاطمه، دختر حضرت علی علیه السّلام که مادرش ام ولد بود، یکی دیگر ازراویان امیرالمومنین علی علیه السّلام است که طبق گفته طبری در سال 117هجری دنیا را وداع کرد. (44) وی از بزرگانی چون امام علی علیه السّلام، اسماءبنت عمیس، محمد بن حنفیه و... روایت کرده و جمعی از بزرگان حدیث، مانند حارث بن کعب کوفی، رزین بیاع الانماط، ابو بصیرو... از او حدیث نقل کرده اند.


ابن سعد به سند خود از فاطمه، از پدرش علی علیه السّلام روایت می کند:


قال ابی عن رسول الله: من اعتق نسمه مسلمه او مومنه وقی الله بکل عضو منه عضوا منه من النار. (45)

فاطمه، حدیث (رد الشمس) (بازگشت خورشید برای امیرالمومنین علی علیه السّلام درزمان رسول الله) را از اسماء بنت عمیس، نقل کرده است. (46)


امامه، دختر ابی العاص، در زمان رسالت پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله به دنیا آمد وپس از شهادت فاطمه سلام الله علیه به سفارش آن حضرت به ازدواج امیرالمومنین علی علیه السّلام در آمد. او را از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله و ازراویان علی علیه السّلام بر شمرده اند. (47) کلینی به سند خود از ابوبصیر،از فاطمه بنت علی علیه السّلام، از امامه بنت ابی العاص روایت می کند که گفت:


اتانی امیرالمومنین علی علیه السّلام فی شهر رمضان، فاتی بعشاء تمر وکماه فاکل علیه السلام و کان یحب الکماه. (47)


از ذکر شرح حال سایر راویان آن حضرت، به سبب رعایت اختصار دراین مجموعه، خودداری می شود.

 

 

پی نوشت ها:

1. براساس تعریف متاخران از حدیث (که عبارت است از قول و فعل وتقریر معصوم ع ) هرگونه نقل از این بزرگواران را می توان(حدیث) تلقی کرد.

2. رجال الطوسی، محمد بن حسن طوسی، موسسه النشر الاسلامی، قم،1415 ق، ص 57-89.

3. بلاغات النساء، محمد بن ابی طاهر (ابن طیفور)، مکتبه المرتضوی، نجف 1361 ق، ص 43; العقد الفرید، احمد بن محمد (ابن عبد ربه)، تحقیق: محمد قمیحه،دارالکتب العلمیه، بیروت، 1404ق، ج 1، ص 357-358; الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، زینب فواز العاملی، مصر، ص 25; بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، موسسه الوفاء، بیروت، 1403ق، ج 42، ص 12.

4. بلاغات النساء، ص 55-58; العقد الفرید، ج 1، 354-355.

5. همان، ص 105; العقد الفرید، ج 1، ص 352.

6. همان، ص 47; العقد الفرید، ج 1، ص 344.

7. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، چاپ سوم، دارالکتب الاسلامیه،1367ق، ج 1، ص 346; کمال الدین و تمام النعمه، محمد بن علی بن بابویه، تصحیح: علی اکبر غفاری، موسسه النشر الاسلامی، قم، ج 2،ص 536.

8. بحارالانوار، ج 41، ص 220.

9. همان جا.

10. الاصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، مکتبه مصطفی محمد، 1358ق، ج 4، ص 403; موسوعه حیاه الصحابیات، محمد سعیدمبیض، مکتبه الغزالی، ادلب، 1410ق، ص 686.

11. الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، یوسف بن عبدالله (ابن عبدالبر)، تحقیق: علی محمد البجاوی، مصر، ج 4، ص 464.

12. معجم رجال الحدیث، ابوالقاسم خویی، چاپ پنجم، مدینه العلم،قم، ج 4، ص 230.

13. الطبقات الکبری، محمد بن سعد کاتب واقدی، دار صادر، بیروت،ج 8، ص 281-282; الاستیعاب، ص 1897.

14. هیچ یک از اصحاب رسول خدا(ص) چنین حدیثی نقل نکرده اند وابوبکر در نقل این حدیث، منفرد است. لذا از احادیث ضعیف است ونمی شود به آن استناد کرد و به چند دلیل مردود است و چه بساجعلی باشد (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 19، ص 2;بحارالانوار، ج 43، ص 182).

15. الاستیعاب، ص 1861; اسدالغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیرجزری، تصحیح: احمد ابراهیم البنا محمد احمد عاشور، چاپ اول،قاهره، ج 5، ص 479.

16. من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی بن بابویه، تصحیح: علی اکبر غفاری، چاپ دوم، قم، ج 1، ص 203; المعجم الکبیر، سلیمان بن احمد طبرانی، مکتبه ابن تیمیه، قاهره، ج 24، ص 149.

17. المعجم الکبیر، ص 149.

18. بحارالانوار، ج 28، ص 102.

19. اسد الغابه، ج 7، ص 12 ; تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی،داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1325ق، ج 12، ص 389; الطبقات الکبری، ص 280; اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، عمر رضاکحاله، چاپ پنجم، موسسه الرساله، بیروت، 1404ق، ج 1، ص 57.

20. اسد الغابه، ص 598.

21. ریاحین الشریعه، محلاتی، چاپ پنجم، دارالکتب الاسلامیه،تهران، 1368ق، ج 2، ص 25 و294.

22. الخصال، محمد بن علی بن بابویه، تصحیح: علی اکبر غفاری،جماعه المدرسین، قم، 1403ق، ج 2، ص 419.

23. بحارالانوار، ج 22، ص 223.

24 . رجال الطوسی، ص 32; تنقیح المقال فی علم الرجال، عبدالله مامقانی، 1352، نجف، ج 3، ص 72.

25. محدثات شیعه، نهلا غروی نایینی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران،1375، ص 75.

26. المعجم الکبیر، ج 23، ص 327 و 333-337.

27. همان، ص 428421.

28. بحارالانوار، ج 1، ص 78و ج 6، ص 200 و ج 7،ص 182و ج 10، ص 141و 425و ج 7، ص 182 و ج 10، ص 141 و 425 و ج 17، ص 232 و ج 20، ص 353 و 21و81 و ص 81 و102 و127 و ج 22، ص 221و223 و343 و461 وج 26، ص 49 و50و ج 27، ص 143و150و ج 32، ص 167 و.....

29. همان، ج 22، ص 221 و ج 32، ص 304.

30. همان، ج 32، ص 167.

31. همان، ج 43، ص 126.

32. همان، ص 283.

33. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، چاپ دوم، داراحیاء الکتب العربیه، بیروت، ج 2، ص 475; اعیان الشیعه، سید محسن الامین،تحقیق: حسن الامین،دارالتعارف للمطبوعات، بیروت،1403ق، ج 7، ص 126; الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، دارالکتب العلمیه،بیروت، 1407ق، ج 3، ص

63; عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب،ابن عنبه، دار و مکتبه الحیاه، ص 54; الارشاد، محمد بن محمد النعمان (شیخ مفید)، موسسه الاعلمی، بیروت، 1399ق، ص 186.

34. الاستیعاب، ص 1954; اسد الغابه، ج 5، ص 614; الاصابه، ج 4،ص 468.

35. الطبقات الکبری، ص 463.

36. تنقیح المقال، ص 73.

37. بحارالانوار، ج 33، ص 216.

38. الارشاد، ص 7-15.

39. بحارالانوار، ج 42، ص 276-278.

40. ریاحین الشریعه، ج 3، ص 64.

41. همان، ص 38.

42. محدثات شیعه، ص 198.

43. کامل الزیارات، جعفر بن محمد(ابن قولویه)، تصحیح: علی اکبرغفاری، مکتبه الصدوق، تهران، 1375ق، ص 266.

44. الارشاد، ص 186; الطبقات الکبری، ص 465; اعلام النساء، ج 4، ص 81; تهذیب التهذیب، ج 12، ص 443.

45. الطبقات الکبری، ص 466.

46. الامالی، محمد بن علی بن بابویه، کتابخانه اسلامیه، تهران،1404ق، ص 94 (مجلس 11، ح 3).

47. الاستیعاب، ص 887 ; اسد الغابه، ج 5، ص 400; معجم رجال الحدیث،ج 23، ص 181.

48. الکافی، ج 6، ص 369.

 

نوشته شده توسط ویژه نامه در روز يکشنبه 1391/5/15 ساعت 14:21

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 0 از 0 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

اعمال شب های قدر

شوربه پا از ماتم شير خدا...

سلام منن به قرآن بر سر تو...

ذكر امير المومنين حصن حصين است....

شب هاي احيا در فراق تو گذر شد...

لايق ديدار زهرا

همه رفتند گدا باز گدا مانده هنوز...

دعای جوشن کبیر

مناجات با خدا - منصور ارضی

مداحی شهادت امام علی علیه السلام

کلیپ مداحی شهادت امام علی علیه السلام

کلیپ مداحی شهادت امیرالمومنین علیه السلام - کریمی

کلیپ جاذبه امام علی علیه السلام - حجت الاسلام پناهیان

کلیپ امام علی علیه السلام - ملاباسم

کلیپ امام علی علیه السلام و قرآن - آیت الله وحیدخراسانی

کلیپ شب قدر

گالری تصاویر ویژه شهادت امیرالمومنین علیه السلام

گالری عکس نجف اشرف

گالری تصاویر ویژه امام علی علیه السلام

گالری تصاویر ویژه شب قدر

پیامک به مناسبت شب قدر

پیامک شب قدر

پیامک شهادت امام علی علیه السّلام

وصیت نامه ی یک امیر

آخرین کلام حضرت به من!

مداحی ویژه شهادت امیرالمومنین علیه السلام

مداحی ویژه ضربت خوردن امیرالمومنین علیه السلام

کلیپ شهادت امیرالمومنین علیه السلام

پیامک شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام

محراب رنگین

صیقل روح

عطر دعا

بگذار تا بمیرم

همراه با معصومان علیهم السلام در شب قدر

فضیلت شب قدر

فتنه خوارج در شهادت حضرت علی علیه السلام

جایگاه و اهمیت شب قدر

کلیپ سخنرانی شب قدر - آیت الله نوری همدانی

کلیپ سخنرانی شب قدر - آیت الله جوادی آملی

پیامک به مناسبت شب های قدر

تصویر پس زمینه ویژه شهادت امیرالمومنین علیه السلام

گالری عکس ویژه شب های قدر

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

9 ربیع الاول

1. آغاز امامت حضرت ولی عصر علیه السلام

آغاز امامت حضرت صاحب الامر علیه السلام و غیبت صغرای آن حضرت پس از شهادت امام عسکری علیه السلام است که تنها فرزند آن حضرت بود.

این روز عید شیعه و اولین روز امامت و خلافت آخرین خلیفه و حجت بر حق و منجی عالم بشریت حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام در سال 260 هجری قمری است.

2. قتل عمر بن خطاب

در آخر شب نهم ربیع الاول سال 23 هجری قمری عمر بن الخطاب از دنیا رفته است.

3. قتل عمر بن سعد

عمر بن سعد فرمانده ظالم لشکر یزید در این روز به دست مختار ثقفی به درک واصل شد.

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 70920945

. تعداد كل بازديدكنندگان: 64633268

. بازديدهاي امروز: 20

. بازديدهاي دیروز: 9759

. كاربران آنلاين:

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 85

. کارهای کاربران: 185

. مقالات: 2015

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و تمامی حقوق برای مؤسسه ارمغان نگاه ژرف محفوظ می باشد. فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: