به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• سلالةالنبیین و صفوةالمرسلین

موضوع: زیارت جامعه

کلمات کليدي: انبیا، برگزیده، گروه غدیر، پیامبر

 

سلالة از ریشه ی «سَلَلَ» به چیزی گفته می شود که از چیز دیگری خارج شده باشد. مثلاً به نطفه ی انسان که از صلب او خارج می شود و یا شمشیر برکشیده از غلاف سلالة می گویند. همچنین، سلالة به خلاصه و عصاره ای گفته می شود که از چیزی گرفته شده باشد.[1]: «سلالة من طین»[2] یعنی یک خلاصه و برگرفته شده ای از گل.

النبیین جمع نبی است. نبی به کسی گفته می شود که اخبار آسمانی را دریافت می کند. بنابراین، سلالة النبیین به معنای عصاره و خلاصه ی انبیا است و یا اینکه تمام انبیا مقدمه ای بوده اند برای آمدن شما.

ممکن است مراد از نبیین، خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باشند:

در ذیل آیه‌ی «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»

فرموده اند: «منظور از نبيين پيامبر اكرم و صديقين على عليه السّلام و شهداء حسن و حسين عليهم السّلام و صالحين ائمه وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً قائم آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم است» [3]

پس سلالة النبیین یعنی سلاله ی رسول خدا صلی الله علیه و آله. همان طور که مرحوم مجلسی اول فرمود که حضرات ائمّه علیهم السلام نوری هستند که از نور پیامبر اکرم خارج گشته اند.

صفوة از ریشه ی «صفو» است که دلالت بر خلوص از هرگونه ناخالصی می کند. صفا ضدّ کدورت و خالص شدن از هر شائبه ای است. تصفیه نیز که به معنای خالص کردن از ناخالصی ها می آید، از همین ماده گرفته شده است. لذا صفوة به معنای خالص هر چیزی است.

المرسلین از ریشه ی «رسل» اصطلاحاً به کسانی گفته می شود که افزون بر دریافت وحی و اخبار آسمانی، وظیفه‌ی ابلاغ آن را نیز بر عهده دارند، که در زبان فارسی به «پیامبران» ترجمه گشته است.

از آنجایی که خالص کردن هر چیز یا خلاصه کردن آن در حقیقت نوعی گزینش است. لذا صفوة المرسلین به معنای گزینش شده و برگزیده ی از پیامبران است. چون سفیران الهی با توجه به عصمتی که دارند، چیزی جز فضایل ندارند، عصاره ی آن ها در حقیقت به منزله ی گلابی است که عطر فضایل آن خرمن های گل را در خود گرد آورده است.

اهل بیت وحی را می توان، خلاصه ی فضایل پیامبران الهی و برگزیده ی آنان دانست همان طور که می توان شیشه ی حاوی عطر را خلاصه ی خرمن گل دانست.

یعنی اگر بخواهیم کمالات، حالات، صفات، مقامات و فضایل پیامبران را در یک جا گرد آوریم، آنجا ائمه علیهم السلام هستند. به عبارت دیگر نه تنها همه ی شئونات آن ها در ائمه علیهم السلام جمع و خلاصه است، بلکه آنچه در ائمه وجود دارد در اعلا مرتبه ی آن صفات و حالات است.

با توجه به معنای دقیق «مرسل» و «نبی» می توان گفت که مرسلین هم سلاله‌ی نبیین هستند؛ چرا که رسالت مرتبه بالاتر از نبوت است.

از اضافه شدن کلمه «صفوة» به کلمه «مرسلین» فهمیده می شود که همان گونه که پیامبران رسالت داشته اند مردم را به آن حالات و صفات معنوی فراخوانند، چنین رسالتی بعد از آنان به عهده ی ائمه اطهار گذاشته شده است. بنابراین ائمه علیهم السلام هم دارای حالات انبیای مرسل و هم دارای رسالت آنان هستند.

البته ممکن است مقصود از کلام این باشد که پیامبر اکرم صفوة المرسلین هستند، لکن با توجه به «کلهم نورٌ واحد» و از آنجا که انوار مقدسه معصومین علیهم السلام با نور رسول الله یکی است تمام معصومین دیگر از اهل بیت علیهم السلام نیز صفوة المرسلین اند.

در روایات است که وقتی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کنند پشت به خانه کعبه گذاشته، خطاب به مردم می فرمایند: «أیها الناس» هر کس می خواهد آدم ابوالبشر و شیث و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و خلاصه هر کدام از انبیا را ببیند به من نگاه کند و هر کس می خواهد رسول خدا و ائمه علیهم السلام را هم ببیند به من نگاه کند؛ یعنی من آیینه تمام نمای انبیا و اوصیا هستم و این همان معنای سلالة النبییّن است.

حتی اهل تسنن چنین نوشته اند که پیامبر فرمود(مضمون): همانا خداوند خلق را آفرید، پس مرا از بهترین فرقه های آنان قرار داد و پس از آن بهترین قبایل را انتخاب کرد و مرا از بهترین قبیله ها قرار داد، سپس بهترین خانه ها را انتخاب کرد و مرا از بهترین خانه ها برگزید؛ از این رو من بهترین اشخاص و خاندان من برترین خاندان هاست. [4]

همه ی ائمّه علیهم السلام به نوعی از نسل حضرت امیر علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله هستند و با نگاهی به پدران آن بزرگواران باید اذعان کرد که همه از خاندان پیامبرانند. و این معنای اول سلالة است.

البته می دانیم که انبیا علیهم السلام، وامدار ائمّه علیهم السلام هستند و ایشان به لحاظ خلقتی چیزی از انبیا کسب نکردند. از گزارشی که خداوند متعال از خلقت اشیا کرده است می فهمیم، همه چیز حداقل برای یک بار قبل از این دنیا خلق شده است و خلقت به این شکل آغاز شده که «اول ما خلق الله نور نبیّه» یا «نور نبیّک یا جابر» و سپس از آنجا خلقت تمام «خیرها» و «نیکی ها» آغاز می شود. [5]

گاهی فرزندی به مراتب از پدرش افضل است. پس خود پدر بودن به تنهایی دلیل بر افضلیت وی نسبت به فرزندش نیست. این موضوع در خصوص پیامبر خدا امری ضروری است که آن حضرت از همه پیامبران، آباء و اجداد خود، و از همه خلایق اشرف و برتر بوده اند.

لذا این است که طینت انبیا را از نور پیامبر و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهم می دانیم. [6]

پس پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمّه علیهم السلام بعد از ایشان برترین خلق خدا هستند. حالا قرار است ایشان به دنیا بیایند. در دنیا خدا داستان را از حضرت آدم علیه السلام آغاز می کند و لازم نیست هرکس را که اوّل خلق کرده است، در دنیا اوّل بیاورد بلکه یفعل ما یشاء یحکم ما یرید.

امام صادق عليه السلام مي فرمود:

هيچ پيغمبرى نيامد، مگر به معرفت حق ما و برترى ما بر ديگران (يعنى اين دو مطلب از طرف خدا بر او واجب بود) [7]

از آیات قرآن کریم نیز فهمیده می شود که انبیا تفضیل زمانی ندارند.[8]

سؤال: قرآن دستور داده است که به انبیای قبلی و کتب ایشان و... ایمان بیاوریم! کدام یک از ما ایمان آوردیم؟ ما حتی کتب ایشان را نمی شناسیم! پس تحقق این ایمان چگونه است؟ ضمناً اسم تمام انبیا هم که در قرآن نیامده است!

کسی که به پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله ایمان آورد، طبیعتاً به انبیای گذشته هم ایمان آورده است، زیرا مواریث انبیا آنجاست.

وقتی امام زمان علیه السلام بیایند تمام آنچه را که پیغمبران قبلی از بینه و معجزه و... داشته اند با خود می آورند و بوسیله ی آن ها با پیروان آن رسول احتجاج می کنند. پس چون تعلیم و مقامات و همه چیز انبیا، از ائمّه علیهم السلام است، کسی که امامان علیهم السلام را قبول کند، به همه ی انبیا و کتب و... ایمان آورده است. (البته سلالة النبیین از این بالاتر را نیز می رساند!)

اهل سنت روایت کرده اند که از حضرت علی علیه السلام سوال شد، حضرت عیسی بن مریم ع، مرده را زنده می کرد و حضرت سلیمان ع نطق پرندگان را می دانست. آیا برای شما این قدرت و کمال هست؟ فرمودند: غضب سلیمان بر هدهد برای آن بود که او را به سوی آب راهنمایی می کرد و سلیمان موضع آب را در زمین نمی دانست با آنکه باد و حیوان و جن و انس مطیع فرمان او بودند. اما در مورد علم و کمال ما خدا در قرآن می فرماید: «وَلَوْ أنّ َقُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَال ...»[9] پس فرمودند: ما هستیم وارث علوم قرآنی که در آن چیزهایی است که می توان با آن، کوه ها را سیر داد و بلاد را طی نمود و مردگان را به آن زنده کرد و ما جای آب را در زمین می شناسیم و این قرآنی که بیان همه چیز در آن است به ما ارث رسیده است.

«انا مدینة العلم و علی بابها» [10] برای همیشه بوده و هست.

سؤال: چرا در قرآن، داستان هایی از انبیا آمده؟ و از بعضی بیشتر و در مورد برخی- حتی با مقام بالاتر- کمتر؟ چرا بعضی جاها با آل آمده؟ (آل عمران، آل ابراهیم)

اگر گفته شود که جهت پند و عبرت گیری تاریخ را آورده اشکالات فراوان دارد! زیرا کتاب ها وداستان های مفصل تر و کامل تر با جزئیات بیشتر از زندگی انبیا نوشته شده و داستان های زیادی نیز نوشته شده که پند آموز است!

یک علت نقل داستان های انبیا در قرآن این است که شیعه در دفاع از دینش و حریم ولایت، می تواند از آن ها استفاده کند. در تمامی داستان های انبیا در قرآن، کلمه به کلمه در مورد ائمّه علیهم السلام سخن هست.

- اگر چوب خشکیده ی حضرت موسی علیه السلام اژدها شد، شیر روی پرده نیز به امر امام علیه السلام زنده می شود.

- وقتی حضرت فرمودند: «مثل اهل بیتی کمثل سفینة نوح...»[11] کد را به ما دادند. حالا اگر با این توجه به قرآن مراجعه کنیم، یک دنیا معنا از داستان کشتی نوح علیه السلام می فهمیم. اینکه عالم در زمان ائمّه علیهم السلام طوفانی است و طوفانش هم فراگیر. «لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّه»[12] هیچ کوهی نمی تواند کسی را نگه دارد. هیچ دانشمند و... نمی تواند کمک کند در این طوفان! لازمه ی نجات فقط سوار شدن است. «ارکب معنا»[13]. لازمه ی وجود چنین کشتی در چنین طوفانی به این سلامت این است که: «أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا و َوَحْيِنا»[14] و وقتی ساخته می شود عده ای مسخره می کنند «وَ كُلَّمَا مَرَّعَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ»[15] اینکه دائم کسی روضه برود و گریه کند را نیز الان مسخره نمی کنند؟!

- «انت منی بمنزلة هارون من موسی»[16] حالا باید ببینیم منزلت هارون ع در قرآن نزد موسی ع چیست!

و ... .

باید تمامی داستان های قرآن را با روایات ذیلش بفهمیم!

پس قرآن کتاب قصّه نیست! اینکه کسی بگوید «بقیت الله خیر لکم»[17] مربوط به یک داستان است و ربطی به امام زمان علیه السلام ندارد، یعنی قرآن یک کتاب داستان است و مال همان زمان است و تازه نیست و ...

قرآن کتاب فقط اخلاق و احکام و... نیست! قرآن همه چیز است برای «اهل» آن و «تالی» و «ترجمان» آن. یعنی ثقل دیگر کنار قرآن که «لن یفترقا» است!

وقتی ما به تالی قرآن اجازه ی تلاوت ندهیم و بخواهیم با سواد عربی و... خود به سراغ قرآن برویم آن را به چیزی تنزل می دهیم که دیگر بدرد نمی خورد و مال همان ۱۴۰۰ سال قبل است! امّا وقتی تالی کتاب بخواند همگان می فهمند. همان طور که مسخره کنندگان پیامبر صلی الله علیه و آله در هنگام تلاوت ایشان، کم می آوردند!

پس اینکه ائمّه علیهم السلام سلاله ی انبیا علیهم السلام هستند، یعنی ما ایشان را در انبیای گذشته می بینیم و می شناسیم.

مرسلین با انبیا فرق دارد. امام علیه السلام عصاره و چکیده ی همه ی مرسلین است. لذا وقتی امام زمان علیه السلام را داری همه ی آن ها را داری و در زیارت ائمه انبیا را هم زیارت می‌کنی(السلام علی آدم...)

مشکلات انبیا علیهم السلام با توسل به اسامی ائمّه و توسل به خود ائمّه علیهم السلام حل می شده است.

حضرت آدم وقتی به نام امام حسین علیه السلام می رسد حس عجیبی دارد.

حضرت نوح می بیند از زیر میخ پنجم کشتی خون می آید و سوال می کند و خدا ماجرای کربلا را برایشان می گوید!

داستان گریه بر امام حسین علیه السلام در مورد همه ی انبیا بوده و یک علامت است برای قلب سلیم!

لذا ما باید قلبمان را به اسامی ائمّه علیهم السلام حساس کنیم با توسل، استغفار و عدم معصیت که کدورت می آورد.

اما این چه منت بزرگی است که ما، امت این بزرگواران شده ایم؟ چه نعمتی است که ما به راحتی به مقتل سیدالشهدا علیه السلام دسترسی داریم؟ و چه می کنیم با این گوهر؟

فراوانی نعمت، نعمت بودن آن را از بین نمی برد. نشود نگاهمان به عزا و روضه و سیاهی امام حسین علیه السلام بد شود و ملول شویم؟ در حالی که امام زمان علیه السلام هر روز از آن مصیبت ندبه می کنند!

مضمون روایتی چنین است: حسین جان، نسبت به کسانی که برای تو کاری کردند هرکاری و حتی با هزاران واسطه، عنایت مخصوص کن! خداوند به رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «قطعا به زودی آنقدر به تو می دهد تا راضی شوی»[18]

امام حسین علیه السلام به کسی که به عشقشان نام فرزندش را علی اکبر بگذارد عنایت دارند. مگر «هل الدین الا الحبّ»! [19]

پس یک معنای ظاهری و درست سلالة النبیین این است که ایشان فرزندان پیامبران یعنی برگزیدگان خدا هستند و از طرف دیگر انبیا همه وامدار ایشانند. نگاه و طرز توجیه این مسایل، مفهوم آن را متفاوت می کند با آنکه همه درست هستند.

توضیحی پیرامون خلقت:

بهترین انبیا، خاتمشان صلی الله علیه و آله است و از ایشان نسلی به دنیا آمد که این ها سلاله ی انبیا هستند. از امتیازاتی که معاصران و دشمنان پیامبر و حضرت امیر علیهما السلام از آن می سوختند این بود که پدران ایشان همه موحد بودند درحالی که بقیه فاقد این امتیاز بودند و لذا تلاش می کردند پدران ایشان را تخریب کنند. در حالیکه قرآن صراحتاً می گوید که ما تورا در اسلاب و ارحام مطهر انتقال دادیم. [20]

از سوی دیگر، خداوند نوری را خلق کرده و می خواهد آن را به زمین بیاورد. همه ی خلقت قرار است بیاید ولی در قالب اسلاب. اذا خدا نور پیامبر و ائمّه علیهم السلام را در سلب حضرت آدم ع قرار می دهد.

و از حضرت آدم علیه السلام  قرار است سلب نورانی ائمّه علیهم السلام انتقال یابد. اینکه این نور به کدام فرزند منتقل می شود، تعیین کننده است. آمده که هر کس حامل آن نور شد، از قِبَل آن، نور گرفت و پیغمبر شد. سازگاری کامل باید وجود داشته باشد. حامل نور باید برگزیده باشد و به اعتبار همان نور وی تربیت و نورانی می شود. لذا از این منظر می فهمیم که همه ی انبیا، نور عظمت خود را از کجا گرفته اند و ریشه کجاست.

رحمی هم که حامل نور است مانند حضرت خدیجه، توسط نور تعلیم داده می شود. خانه ی کعبه برای کسی شکافته شد که امیرالمومنین علیه السلام را در خود دارد.

حالا در عالم نگاه کنیم، می بینیم که اصل این بوده است و ریشه، آن نور بوده است و به تناسبی که افراد با این نور ارتباط و نسبت داشته اند، اعتبار گرفته اند. همه ی این تعابیر درست است. یعنی می توان گفت که انبیا جایی امتحان داده اند و از امتیازات قبول شدن آن ها، حامل این نور شدن بوده است و اینکه حامل این نور بودن خودش آدم را بالا می برد.

تعابیری مانند اینکه حضرت امیر علیه السلام فرمودند: «من با ابراهیم در آتش بودم و...» از منظر دنیایی فهمش راحت می شود. البته از هر لحاظ، امیرالمومنین علیه السلام امیر هستند، چه در قالب ذره در سلب، چه در قبل از دنیا، چه به مقام نورانی و لذا با ابراهیم علیه السلام بودن چند معنا دارد.

پس امیرالمومنین علیه السلام که در سلب انبیا بوده اند، با همه ی ایشان بوده اند. اینکه مادران حامل آن نور گفته اند که ما در تاریکی به مدد آن نور در شکم، می دیدیم، حکایت از این دارد که آن نور مدد می دهد به طرق مختلف و منفعل نیست. لذا فرمود: «من با همه ی انبیا بودم، پنهانی و با محمد مصطفی (ص) بودم، آشکارا»

پس از صفوة المرسلین برمی‌آید که همه ی انبیا و مرسلین را می توان با ائمّه علیهم السلام زیارت کرد زیرا ایشان عصاره ی انبیا و وارث آنچه ایشان داشته اند هستند.

اما بنا بر این نبوده که ائمّه علیهم السلام به مقاماتشان ظاهر شوند و الا مگر حضرت امیر علیه السلام با طناب جابجا می شوند؟!

لذا جز موارد اندکی ائمّه علیهم السلام در حیات خود ظهور نداشته اند و غایب بوده اند و لذا از اولین نشانه های متقین، ایمان به غیب است و یک معنای ظهور امام زمان علیه السلام، ظهور با برخی مقامات و قدرت هایشان است. (ظهور، اجازه ی خودنمایی است.)

------------------------------------------------------------------------------------------

[1]مجمع البیان، ص ۱۶۰

[2]مؤمنون 12

[3]بحار، ج۲۴، ص۳۱

[4]سنن ترمذی: 5/243

[5]بحار الانوار، ج 25، ص21. یادآوری این نکته بایسته است که عقلاً هیچ بشری به علت عدم آگاهی و احاطه نمی تواند چیزی را در این عالم انکار مطلق کند مانند وجود ملائکه و عوالم قبلی و... . ما عوالمی داشته ایم که اکنون یادمان نمی آید(مانند دوران جنینی) امّا وقتی ائمّه علیهم السلام که شاهدان خلقت اند می گویند، می پذیریم.

[6]بحار، ج۲۵، ص14

[7]كافي،ج‏1،ص: 437

[8]بقره، 253

[9]رعد، 31

[10]امالی صدوق، 345

[11]بحار، ج23،ص 105

[12]هود، 43

[13]هود، 42

[14]مومنون، 27

[15]هود، 38

[16]امالی صدوق، 174

[17]هود، 86

[18]ضحی، 5

[19]بحار، ج27، ص95

[20]شعرا، 219

 

 

نوشته شده توسط گروه زیارت جامعه در روز يکشنبه 1391/1/13 ساعت 25:43

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 0 از 0 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

اینجا زیارتگاه 124000+13 فرستاده الهی است!

به کدام سرزمین پناهنده شوم؟

نمره عقل من 20 ... هست!

اعلام التُقی

مصابیح الدجی

السلام علی ائمة الهدی

عترة خیرة رب العالمین و رحمةالله و برکاته

امناءالرحمن

ابواب الیمان (2)

ابواب الایمان(1)

ارکان البلاد

ساسةالعباد

دعائم الاخیار

عناصرالابرار

اولیاء النعم

قادة الامم

اُصول الکَرَم

منتهی الحلم

خزّان العلم

معدن الرّحمه

منابع مورد استفاده‌ی ما

مهبط الوحی

مختلف الملائکه

موضع الرّسالة

اهل بیت النّبوة

السّلام علیکم

مقدّمه مهم

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

24 ذی الحجه

1. روز مباهله

این روز از یک سو روز مباهله اهل بیت علیهم السلام با نصارای نجران است و از سوی دیگر نزول آیه تطهیر در شأن اهل بیت علیهم السلام در این روز بوده است.

هنگامی که این آیه نازل شد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را فرا خواند و فرمود :«اللهم هؤلاء اهلی» : «بارالها اینان اهل من هستند.»

 2. روز خاتم بخشی

در این روز امیرالمؤمنین علیه السلام در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم انگشتر خود را در حالت رکوع به سائل بخشید و آیه مبارکه «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون» در شأن آن حضرت نازل شد.

 3.نزول سوره هل اتی

در این روز سوره «هل اتی» در شأن امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام نازل شده است. این مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطای افطارشان به مسکین و یتیم و اسیر بود که آن طعام بهشتی نازل شد.

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 58417910

. تعداد كل بازديدكنندگان: 52815373

. بازديدهاي امروز: 1863

. بازديدهاي دیروز: 9245

. كاربران آنلاين:

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 85

. کارهای کاربران: 185

. مقالات: 2002

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: