به سایت تخصصی امیرالمومنین امام علی علیه السلام - ابوتراب - خوش آمدید. امیدواریم بتوانیم تحت توجهات آن حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم ... به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند
. . .
   

 

 

 

شرح لقب

 

 

• رشید هجری

موضوع: اصحاب

کلمات کليدي: رشید هجری ، عالم، اویس قرنی

 


رُشيد
 از اصحاب باوفا و از ياران آشکار و پنهان اميرالمؤمنين علي عليه السلام و نيز از اصحاب امام حسن و امام حسين عليهما السلام و علي بن الحسين عليه السلام به شمار مي آيد.[1] 

 

هَجَري منسوب به هَجَر که اسم سه مکان است:

1 - نام يکي از شهرهاي دور يمن

2 - نام سرزمين بحرين    

3- نام قريه اي در نزديک مدينه است. در اين جا مراد، همان معناي اول است که رشيد از اهالي يکي از شهرهاي دور يمن بوده است.

 

رشيد و آگاهي از حوادث                                                                                                              
رُشيد به برکت نزديکي و تقرب به اميرمؤمنان علي 
عليه السلام با علم «بلايا و منايا» [2]  آشنا شده بود و از حوادث آينده و سرنوشت افراد خبر مي داد؛ چنان که شيخ کشي در رجال خود نقل مي کند که:

امير مؤمنان علي عليه السلام به خاطر ظرفيت و معنويتي که در رُشيد مي دانست، علم بلايا و منايا رابه او آموخت و او را «رُشيد البلايا» ناميد. رُشيد هم تا زنده بود هر گاه با کسي ملاقات مي کرد، اگر مصلحت ايجاب مي نمود به او خبر مي داد که تو چگونه خواهي مرد و يا چگونه کشته مي شوي. امير مؤمنان عليه السلام چگونگي شهادت رُشيد را به خودش گفته بود و همان طور که امام عليه السلام از آينده او خبر داده بود، به همان نحو به شهادت رسيد.[3[

اسحاق ابن عمار در آگاهي رشيد از علم بلايا و منايا اين حديث را نقل کرده و مي گويد:

خدمت موسي بن جعفر عليه السلام بودم، در ضمن گفت و گو يک مرتبه از مرگ يکي از شيعيان در گوشه اي از عالم خبر داد! اسحاق مي گويد: با خود گفتم سبحان اللَّه، خداوند چه مقامي به پيشوايان ما عنايت فرموده است که از عالم غيب و از آن طرف دنيا خبر مي دهند، تا اين فکر از ذهنم گذشت، ناگهان حضرت با حالت غضب به من نگاه کرد و فرمود:

«يا اسحاق، کان رُشيد الهجَري يَعلم علم المنايا و البلايا، فالإمامُ اولي بذلک؛ اي اسحاق بن عمار، اين چه تصوري است درباره ما، رُشيد هجري از حوادث و وقايع عالم و حيات و مرگ افراد با خبر بود، امام که سزاوارتر است به دانستن آنها.» [4[

 

آگاهي رشيد از شهادت خويش   

                                                                                           

    کشي از فضل بن زبير نقل مي کند:

روزي اميرالمؤمنين علي عليه السلام با جمعي از يارانش به نخلستان خرمايي تشريف برد و در زير درخت خرمايي نشست و فرمود خرمايي از آن درخت برايش آوردند و با اصحاب تناول نمودند. در ميان اصحاب که رُشيد هَجَري حاضر بود عرض کرد:

اي امير مؤمنان، چه خرماي شيرين و خوبي است!

حضرت فرمود:

«يا رُشَيد، أما إنّک تُصلِبُ علي جذعها؛ اي رُشيد، آگاه باش که تو را بر چوب همين درخت به دار خواهند کشيد.»

رُشيد مي گويد:

پس از شنيدن اين خبر، پيوسته روزها به کنار آن درخت رفت و آمد مي کردم و آن را آب داده و مواظبت مي نمودم تا آن که اميرمؤمنان عليه السلام به شهادت رسيد و معاويه پسر ابوسفيان غاصبانه بر مسند حکومت اسلامي تکيه زد و عبيداللَّه ابن زياد [5]  را به امارت کوفه منصوب نمود.

رُشيد مي گويد:

روزي به سراغ درخت رفتم، ديدم درخت را بريده اند. با خود گفتم: اجل و مرگ من نزديک شده است، لذا طولي نکشيد که فرستاده عبيداللَّه بن زياد نزدم آمد و گفت: امير تو را طلبيده است. با او وارد قصر حکومتي ابن زياد شدم، ديدم آن درخت را به آن جا آورده اند، روز ديگر مرا به قصر بردند، ديدم آن چوب را دو نيم کرده اند. گفتم: اين را براي من بريده اند. به خدا قسم من دروغگو نيستم و امام و مولايم، نيز به من دروغ نگفته است، و مرا بدان خبر داده که دست ها و پاها و زبان مرا خواهند بريد.

روز ديگر که عبيداللَّه بن زياد مرا احضار کرد، وقتي داخل دارالاماره شدم پاي خود را به آن چوب زده و گفتم:

«لک غُذِّيت ولي اُنبِتَّ؛ من براي تو بزرگ شده و تو براي من روييده و رشد کرده اي.» بعد بر عبيداللَّه بن زياد وارد شدم،

او گفت:

اين شخصي را که دوستش دروغ گو است، وارد کنيد.

گفتم:

به خدا سوگند نه من دروغ گو هستم نه دوستم (امام علي عليه السلام) دروغ گفته است، او به من خبر داده که دو دست و دو پا و زبانم را قطع خواهي کرد.

ابن زياد گفت:

به خدا سخن او را دروغ مي سازم، يک دست و يک پايت را قطع مي کنم. سپس ابن زياد دستور داد يک دست و پاي رشيد را بريدند و او را به خانه اش بردند.

وقتي رُشيد به خانه آمد، مردمي را که به ديدار او آمدند به اخبار و حوادث آينده باخبر کرد و اعلام کرد که:

اي مردم، بياييد، هر چه مي خواهيد از آينده از من سؤال کنيد و پاسخ آن را بشنويد. فوراً به ابن زياد خبر دادند که چرا دست و پاي رُشيد را قطع کردي و او را آزاد نمودي، او در حال آگاه کردن مردم از حوادث آينده است.

ابن زياد گفت او را دوباره بياورند و در همان جا دست و پاي ديگر و نيز زبانش را قطع کردند و بعد او را به دار آويختند و آنچه اميرالمؤمنين علي عليه السلام به او خبر داده بود، واقع شد. [6[

 

 

پيشگويي رشيد از آينده ديگران

 

يکي از نمونه هاي پيش گويي هاي رُشيد از حوادث آينده ملاقات دوستانه رُشيد و حبيب بن مظاهر و ميثم تمار است که سخنان اين سه شيعه راستين و اصحاب سرّ اميرالمؤمنين عليه السلام در يک ملاقاتي مردم را به تعجب و شگفتي واداشت. اصل داستان چنين است:

فضيل بن زبير نقل مي کند:

روزي ميثم تمار بر جمعي از طائفه بني اسد گذشت. حبيب بن مظاهر از او استقبال نمود و آن دو کنار هم ايستادند به طوري که گردن اسب هايشان به هم مي خورد، بعد اين دو با هم به گفت و گو پرداختند، در ضمن اين گفت و گو حبيب خطاب به ميثم گفت:

«لکأنّي بشيخ أصلع ضُخم البطن، يَبيعُ البطيخ عند دار الرزق، قد صُلب في حبِّ أهل بيت نبيّه، و يبقر بطنه علي الخشبة؛ اي ميثم، گويا مي بينم بزرگ مردي که جلو سرش مو ندارد و شکم فربهي دارد و کار او فروش خربزه در بازار ميوه فروشان است، او را مي گيرند و به جرم محبت اهل بيت پيامبر عليهم السلام به دارش مي آويزند و شکم او را بالاي دار مي درند تا از دنيا برود.» سخن حبيب اشاره به آينده ميثم تمار بود.

ميثم هم در پاسخ او گفت:

«و انّي لأعرف رجلاً أحمر، له ضفيرتان، يخرج لينصر ابن نبيّه فيُقتل و يُجال برأسه بالکوفه؛ اي حبيب، من نيز مردي را مي شناسم، سرخ رو که داراي دو گيسو است و براي ياري فرزند پيامبر خدا خروج مي کند، اما او را به قتل مي رسانند و سرش را در کوفه مي گردانند.»

سخن ميثم نيز اشاره به آينده حبيب بود. اين سخنان را حبيب و ميثم با هم گفتند و از هم جدا شدند.
مردمي که آن جا تماشاگر و شنونده اين سخنان بودند، نتوانستند به حقايق آشکار شده پي ببرند لذا گفتند:

ما هرگز دروغ گوتر از اين دو نفر نديده ايم، در همين حال که هنوز مردم متفرق نشده بودند، رُشيد هجري نيز از راه رسيد و سراغ آن دو يار امام عليه السلام يعني حبيب و ميثم را گرفت.

آن جمع گفتند:

لحظه اي قبل اين جا بودند و شنيديم چنين و چنان گفتند و رفتند.

رُشيد گفت:

«رحم للَّه ميثماً نسي: و يزاد في عطاء الذي يجيي ء بالرأس، مائة درهم؛ خدا رحمت کند ميثم را که فراموش کرد بگويد: جايزه آن کسي که سر حبيب را مي آورد يک صد درهم بيشتر از ديگران خواهد بود.»

چون رُشيد از آن جمع جدا شد، آنها گفتند:

 اين مرد از آن دو دروغ گوتر است.

اما مردم گفتند:

به خدا قسم طولي نکشيد که نمرديم و ديديم ميثم تمار در کنار خانه عمرو بن حريث به دار آويخته شد و حبيب بن مظاهر نيز با سيد الشهداء حضرت ابا عبد اللَّه الحسين عليه السلام در کربلا به شهادت رسيد و قاتلان او سرش را به دور شهر کوفه گرداندند و آنچه آن روز شنيده بوديم با چشم خود ديديم. [7[

هم چنين داستان خارق العاده اي درباره ملاقات او با ابو اراکه نقل شده است که خواندني است. [8[

 

شهادت رشيد

 

شيخ مفيد از «نضر حارثي» روايت مي کند که گفت:

من در مجلس ابن زياد بودم که رُشيد هجري را نزد او آوردند، ابن زياد از او سؤال کرد:

اي رُشيد، بگو ببينم، مولايت (علي عليه السلام) مرگ تو را به دست من چگونه تعريف نمود تا من هم اينک تو را به همان شکل بکشم.

رُشيد گفت:

مولايم فرمود: اول دست و پاي مرا قطع خواهي کرد و سپس مرا به دار خواهي کشيد.

ابن زياد گفت:

به خدا سوگند، هم اکنون سخن مولايت را دروغ مي سازم، فوري دستور داد او را آزاد کردند، اما همين که رُشيد خواست از مجلس خارج شود، ابن زياد گفت:

به خدا سوگند، من چيزي را براي تو بدتر از آنچه مولايت گفته است، سراغ ندارم؛ زيرا اگر تو زنده بماني همواره در جست و جوي شرّ و بدي براي ما خواهي بود، لذا دستور داد دست و پايش را بريده و او را به دار بياويزند. اما تا وقتي که رُشيد را به دار مي آويختند، مرتب سخن مي گفت و در همان لحظه که او را دار زدند، فرياد زد:

«هيهات قد بقي لي عندکم شي ءٌ، أخْبَرَني به اميرالمؤمنين عليه السلام؛ هنوز کار ديگري هست که مولايم علي عليه السلام به من گفته است

ابن زياد در اين لحظه دستور داد زبانش را نيز قطع کنند. چون زبانش را بيرون کشيدند که ببرند، رُشيد گفت: اينک لحظه اي به من مهلت دهيد تا کلمه اي بگويم. به او مهلت دادند. آن گاه گفت:

«الآن و اللَّه جاء تصديقُ خَبَر اميرالمؤمنين عليه السلام؛ به خدا قسم هم اکنون صدق گفتار اميرالمؤمنين برمن آشکار شد که زبانم قطع مي شود.»

سرانجام رُشيد به همان گونه که امام و پيشوايش علي عليه السلام به او خبر غيبي داده بود هر دو دست و پا و نيز زباش را قطع کردند و بعد او را به دار کشيدند و بدين وسيله اين يار مخلص و وفادار امير مؤمنان عليه السلام به شهادت رسيد. [9[

 

_______________________________________________________________

پی نوشت:

 

[1] رجال طوسي، ص 41، ش 1 و ص 67، ش 1 و ص 73، ش 1 وص 89، ش 4؛ اختصاص مفيد، ص 3.

[2] علم و دانشي است که به حوادث آينده و چگونگي مرگ انسان ها ، آگاهی میدهد

[3] رجال کشي، ص 76، ح 131؛ اختصاص مفيد، ص 77.

[4] بحارالانوار، ج 48، ص 54.

[5]  در اين که قاتل رُشيد هجري «زياد بن ابيه» است يا فرزندش «عبيداللَّه بن زياد» اختلاف است، برخي از علماي حديث و مورخان قاتل او را «ابن زياد» نام برده اند، مثل کشي در رجال کشي و شيخ در امالي و... و برخي ديگر قاتل او را «زياد بن ابيه» ذکر کردهاند، مثل شيخ مفيد و ابن ابي الحديد. توضيح بيشتر اين که: زياد بن ابيه معروف به زياد بن سميه يا زياد بن ابوسفيان از جانب معاويه بر کوفه حکومت مي راند و بسياري از شيعيان راستين حضرت علي عليه السلام را يا کشت و يا مثل حجر بن عدي و يارانش به شام فرستاد و طومارهاي ساختگي عليه آنان براي معاويه فرستاد و آنان هم به دست جلادان معاويه کشته شدند، و زياد - اين حاکم بي رحم و خونخوار - در سال 56 هجري به جهنم واصل و هلاک گرديد. بر اين اساس احتمال قوي دارد که قاتل رُشيد، زياد بوده است؛ چنانچه علامه محسن امين در اعيان الشيعه، ج 7، ص 7 همين اتمال را تقويت مي کند. اما زياد بن ابيه که پس از پدرش زياد به حکومت کوفه و بصره منصوب شد، جنايات او بيشتر در عصر قيام سيدالشهدا عليه السلام در سال 61 هجري در حکومت يزيد بن معاويه بوده است و نوعاً دست او به خون شهداي کربلا و ياران امام حسين عليه السلام آغشته شده و بعد هم در زمان خلافت مروان و پسرش عبدالملک مروان با توابين و قيام خونين مختار مقابله کرد و سرانجام در سال 66 هجري به شمشير ابراهيم فرزند مالک اشتر (که از جانب مختار به جنگ ابن زياد رفته بود) به جهنم واصل شد و کشته گرديد . با توجه به توضيح فوق به نظر مي رسد که قاتل رشيد هجري، زياد بوده است. البته اين احتمال ضعيف ميشود به نقل شيخ طوسي رحمه الله که رشيد را از اصحاب امام حسين و امام سجاد عليهماالسلام به شمار آورده است؛ زيرا بنا بر صحت اين قول، رشيد تا زمان ابن زياد زنده بوده است، پس قاتل او قاعدتاً بايد ابن زياد باشد نه پدرش زياد، و آيت اللَّه خويي قدس سره نيز در معجم رجال الحديث، ج 7، ص 193 هم اين قول را تقويت کرده و می نویسد :

قاتل رشيد، ابن زياد است. ولي اين قول تضعيف مي شود به این که می نویسد اولا :

چرا در واقعه کربلا يا توابين و قيام مختار هيچ نامي از رشيد به ميان نيامده است؟ و اگر تا عصر امام سجاد عليه السلام زنده بود و از اصحاب آن حضرت است، پس چرا هيچ کجا نامي از او در اين وقايع نيست؟

و ثانياً:

رشيد حتي يک حديث هم از امام حسين و امام سجاد عليهماالسلام نقل نکرده و در کتب حديث نيامده است که اين سبب مي شود که بگوييم رشيد تا آن زمان زنده نبوده است.

بنابراين احتمال ميدهيم که رشيد در زمان زياد بن ابيه به شهادت رسيده و بزرگاني که قتل او را به ابن زياد نسبت داده اند يا اشتباه شده و يا سهو قلم است و يا اين که تاريخ شيعه به خاطر عدم قدرت شيعه در حکومت ها سبب اين تهافت شده است، و اللَّه العالم. از اين رو، در نقل قضاياي رشيد ما امانت را حفظ مي کنيم و آنچه را مورخان در کتاب هاي خود آورده اند ذکر می کنیم و تغییری در نام قاتل رشید نمی دهیم .

[6] رجال کشي، ص 76، ح 132؛ بحارالانوار، ج 42، ص 137.

[7] رجال کشي، ص 78، ح 133؛ بحارالانوار، ج 45، ص 92.

[8] ر. ک: اختصاص مفيد، ص 78؛ بحارالانوار، ج 42، ص 140.

[9] ارشاد مفيد، ج 1، ص 325؛ شرح ابن ابي الحديد، ج 2، ص 294.

 

 

منبع: کتاب اصحاب امام علی علیه السلام

نویسنده: سيد اصغر ناظم زاده قمي

 

 

 

 

نوشته شده توسط گروه اصحاب و یاران در روز چهارشنبه 1391/4/14 ساعت 25:41

من این مطلب را پسندیدم

امتیاز دهی

امتیاز این صفحه 3 از 1 نظر

• یکی از ستاره های زیر را انتخاب کنید.

 

ارسال نظر

نام*
ايميل
نظر*
کد امنيتي* 

سایر صفحات این موضوع

ام فضل بنت حارث

مالک بن حبیب

قرظه بن کعب انصاری

حارث همدانی(2)

عثمان بن حُنیف

شریک بن حارث سلمی

صفوان بن حذیفه یمانی

کمیل بن زیاد

کردوس بن هانی

هانی بن نمره مرادی

هاشم بن عتبه

مقداد بن عمرو

قنبر

فضل بن عباس

علقمه بن قیس

عمرو بن محصن

عبدالله بن کعب مرادی

طرماح بن عدی

صیفی بی فسیل شیبانی

صعصعه بن صوحان عبدی

شریح بن هانی

سلیم بن قیس هلالی

سلمان فارسی

سعید بن قیس همدانی

سعید بن سرح

ربیع بن زیاد حارثی

حارث همدانی

جویره بن مسهر

جندب بن عبدالله ازدی

جندب بن زهیر ازدی

جعده بن هبیره مخذومی

جاریه بن قدامه انصاری

ثابت بن قیس

بریده اسلمی

اویس قرنی

ابو قتاده انصاری

ابو ایوب انصاری

مالک بن تيهان

ابوبرزه اسلمی

زید بن وهب جهنی

جریش سکونی

اصبغ بن نُباته

ابو اليسر انصاری (کعب بن عمرو)

ابو الجنوب (حبشي بن جناده)

ابراهيم بن مالک اشتر

ابورافع

ابوسعيد خُدری

ابو عمره انصاری

صعصعة بن صوحان عبدی

جابر بن عبدالله انصاری

سعد بن مسعود انصاری

خالد بن معمر بن سدوسی

احنف بن قيس تميمی سعدی

ميثم تمار (ابو سالم)

خزيمة بن ثابت (ذو شهادتين)

حجر بن عدی

معقل بن قيس رياحي

مخنف بن سليم

حذيفة بن يمان

محمد بن ابي حذيفه

حکيم بن جبلة

مالک بن کعب

زِر بن حبيش

قثم بن عباس

زياد بن نضر

عمرو بن حمق خزاعي

سعد بن مسعود ثقفي

عمر بن ابي سلمه

زيد بن صُوحان

عمّار بن ياسر

سعيد بن قيس همداني

عبد اللَّه بن شبيل احمسی

سهل بن حُنَيف

عبد اللَّه بن جعفر

ضرار بن ضمره ضبابی

عامر بن واثله

ابو شجاع قتباني (سعيد بن يزيد حميري)

يريم بن شريح همداني

شبيب بن عامر (جد کرماني)

قبيصه بن جابر اسدي (ابو العلاء کوفي)

ابو کعب خثعمي

سعيد بن عبيد طائي

هاني بن خطاب أرحبي

ظبيان بن عماره تميمي

شمر بن ابرهه

نابغه جعدي (قيس بن عبدالله جعدي)

مالک بن عباده غافقي (ابو موسي)

کعب بن فقيم أزدي

همام بن شريح

عامر بن عبد قيس

سلمه بن اکوع

عاصم بن زياد

قَبيصه بن ضبيعه عبسي

هند بن ابي هاله (هند بن عمرو جملي)

قيس بن عفريه (عقديه) حمیسي

 

   

پنل اعضاء

نام کاربری:

رمز عبور:

مرا به یاد سپار
رمز عبور را فراموش کرده ام
مزایای عضویت

عضویت در خبرنامه

ویژه نامه

تقویم شیعه

3 شوال

قتل متوکل

در سال 247 هجری قمری در شب چهارشنبه متوکل عباسی ملعون، به دستور فرزندش به قتل رسید. مدت خلافت او 14 سال و ده ماه و عمر نحسش 41 سال بود.

 

اوقات شرعی

 

آمارها

. تعداد كل بازديدها: 57724765

. تعداد كل بازديدكنندگان: 52182881

. بازديدهاي امروز: 7237

. بازديدهاي دیروز: 9123

. كاربران آنلاين:

. محصولات فروشگاه: 221

. بحث های تالار گفتمان: 85

. کارهای کاربران: 185

. مقالات: 1973

. تصاویر: 112

. صوت: 401

 

صفحه اصلی | درباره ما | تماس با ما |   RSS | صفحه خانگي | معرفی به دوستان

تمامی کالاها و خدمات فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

استفاده از مطالب سایت بلا مانع می باشد، در صورت تمایل سایت ابوتراب را به عنوان منبع ذکر نمایید تا افراد بیشتری با سایت امیرالمومنین علیه السّلام آشنا گردند.

 

طراحي و اجراي پايگاه اينترنتي: